گنجور

شمارهٔ ۸۶

 
ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی » قطعات
 

خدایگانا معلوم رای روشن توست

خلوص بندگی و شرط نیک خواهی من

نه آن کسم که مرا آن محل و مرتبه هست

که کار ملک نکو نگردد از تباهی من

من آن گدای سخن پیشه ام که وقت مدیح

زنند خوش سخنان لاف پادشاهی من

به جان مدح توام زنده و ز روی قیاس

سجلّ مدح تو را در خورد گواهی من

چو شب سیاهم ز اندوه و چشم می دارم

که صبح عدل تو زایل کند سیاهی من

روا مدار که عاجز شوند ماهی و مرغ

بر اشک گرم و دم سرد صبحگاهی من

دهان به روزه و لب بر ثنای تو مپسند

ز دیده تر شده رخسارهای کاهی من

مرا بخوان و گناهی مدان که معلومست

همه جهان را احوال بی گناهی من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام