گنجور

 
ظهیر فاریابی
 

افتخار جهان جمال الدین

ای تو را قول و فعل هر دو جمیل

نکته های نهفته در سخنت

همچو اسرار غیب در تنزیل

از برای ثنای طبع تو چرخ

عقد گوهر گشاده از اکلیل

وز پی چشم حاسد تو شهاب

عمرها تافته به آتش میل

خاطرت طالبان حکمت را

در بیابان حیرت است دلیل

هر که او هست بر طریق کمال

نکند نقض تو به هیچ سبیل

آسمان را کسی نخواند ضعیف

بحر را خود کسی نگفت بخیل

گرچه نامت به شعر مشهور است

داری از فضل بر جهان تفضیل

دیگران کی به پایه تو رسند؟

پشه را کی بود مهابت پیل؟

گرچه نیلی ست آسمان لیکن

هیچ نسبت نباشدش با نیل