گنجور

شمارهٔ ۳

 
ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی » قطعات
 

عالی رضی دین تویی آن شمع دل که هست

لفظ شکرفشان تو پیرایه صواب

با شمع دولت تو بر افروخت روزگار

درکام آرزو چو شکر گشت صبر و صاب

چون بخت در رخ تو شکرخنده زد چو صبح

گو تیره شو ز غصه آن شمع آفتاب

بشنو حکایتی ز شکر خوشتر و بدانک

چون شمع نیم مرده نه تن دارم و نه تاب

یاری که شمع مجلس انسست در جمال

با من برای و شکر کرد دی عتاب

جاری زبان من ز عتاب چو شکرش

افتاد چون زبانه شمع اندر اضطراب

تدبیر چیست کز پی تدبیر آن کنون

چون شمعم اندر آتش و چون شکر اندر آب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام