عباس عمو جان تو مرو جانب میدان
در فرقت خود جان من زار مسوزان
دور فلک از مرگ برادر جگرم سوخت
دیگر تو مسوزان دلم از آتش هجران
سقای خرم آب نداریم تمنا
از سوز عطش گرچه رسیده است به لب جان
بنشین به حرم روی مکن جانب اعدا
زین غایله مشکن دل پر خون پریشان
ترسم که لوای تو فتد بر زبر خاک
وافراخته گردد علم از آه یتیمان
دست من و دامان وصالت بگسل باز
در دشت بلاخیز مرا دست ز دامان
گر رفتن میدان ز پی قطره آبی است
عمان ز بصر راه دهم دجله ز مژگان
بر باره مکش رخت، سوی رزم مکن تاز
هر چند که هستیم از این گونه پریشان
آه جگر از تفته دلی شعله آذر
سیل مژه از تشنه لبی موجه طوفان
یغما بست این نوحه که ترسم فتد آتش
بر خامه و بر دفتر و دلهای محبان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و دردناک شاعر در مورد جدایی و فقدان برادر اشاره دارد. شاعر از عموی خود، عباس، میخواهد که به میدان جنگ نرود و او را در آتش جدایی و غم سوخت نمیکند. او از سوز عطش و درد دلش میگوید و نگران است که علم و پرچم خانوادهاش بر زمین بیفتد. شاعر همچنین ترس از یتیم شدن و ناامیدی را ابراز میکند و به عموی خود هشدار میدهد که در چنین شرایطی نباید به جنگ برود، زیرا دل و جانشان درگیر غم و بیقراری است. این اثر نمایانگر احساسات عمیق انسانی و عشق به خانواده است.
هوش مصنوعی: عباس جان، تو به میدان نرو، در این جدایی، جان من را بیشتر درد آور نکن.
هوش مصنوعی: دوران زندگی برادر من را به شدت غمگین کرده و دلم به خاطر جدایی از تو آتش میزند، پس تو هم دل مرا بیشتر نسوزان.
هوش مصنوعی: ما دیگر آب خرم نداریم و با وجود اینکه عطش جانسوزی داریم، هیچ خواهشی نمیکنیم.
هوش مصنوعی: در حرم بنشین و به دشمنان فکر نکن؛ از این ماجرا دل مضطرب و پر از دردت را نشکن.
هوش مصنوعی: میترسم که پرچم تو بر زمین بیفتد و علم و دانش از گریههای یتیمان بلند شود.
هوش مصنوعی: دست من را از دامان وصال تو جدا کن، تا در ناامیدی و مصیبت، به راحتی از دامن تو دور شوم.
هوش مصنوعی: اگر میدان را ترک کنم به خاطر یک قطره آب، عمان را از چشمانم میرسانم و دجله را از مژگانم به راه میاندازم.
هوش مصنوعی: به چادر مجید خود نزن، به میدان نبرد نرو، هرچند که ما هم در این حالت آشفته هستیم.
هوش مصنوعی: این بیت به عمق احساسات انسانی اشاره دارد. بیانگر حالتی از درد و زبانه کشیدن عشق است که دل را میسوزاند. همچنین نشاندهنده اشکها و غمهای ناشی از بیتوجهی یا دوری محبوب است که به مانند طوفانی مخرّب میگریزد. در مجموع، این عبارت توصیفی از اضطراب، longing، و ناامیدی در عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: این نوحه به قدری جذاب و تاثیرگذار است که نگرانم آتش عشق و احساسات را بر روی کاغذ و دلهای عاشقان برانگیزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این گنبد گردان که برآورد بدین سان
…ـان
ای منظره و کاخ برآورده به خورشید
تا گنبد گردان بکشیده سر ایوان
تاچون ز در باغ درآید مه نیسان
از دیدن او تازه شود روی بساتین
این گنبد پیروزهٔ بیروزن گردان
چون است چو بستان گه و گاهی چو بیابان؟
من خانه نه دیدم نه شنیدم به جز این نیز
یک نیمه بیابان و دگر نیمه گلستان
ناگاه گلستانش پدید آرد گلها
[...]
المنه لله که خورشید خراسان
از برج شرف گشت دگر باره درخشان
المنه لله که آراست دگر بار
دیوان خراسان بسزاوار خراسان
المنه الله که از کشتی عصمت
[...]
آن غیرت یزدان نگر و قدرت یزدان
از قدرت یزدان چه عجب غیرت چندان
هرگز نرسد کس بسر قدرت ایزد
هرگز نرسد کس بسر غیرت یزدان
گه کوه و بیابان کند از باغ و بساتین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.