گم کنم در راه حی از گریه گفتم پی در آب
چشم تا برهم زدم یکباره گم شد حی در آب
محمل از رفتار ماند، ای آه مشعل بر فروز
تا ببینم ناقه از اشک که دارد پی در آب
دور کن دور از دلم دست آستین از دیده ام
تا نسوزی هان در آتش تا نیفتی هی در آب
گر به ظلمت شد خضریامن به دیر اندر چه عیب
نقش خود دیدیم هر یک من در آتش وی در آب
من نه مرد مسجدهم زاهد، نه مرد میکده
زیست در آتش کجا ماهی، سمندر کی در آب
بیندم هر که این تن لاغر میان آه و اشک
رفته گوید مو در آتش رسته گوید نی در آب
آنچه من دیدم ز آه و اشک خود یغما ندید
نوح و ابراهیم هرگز، نی در آتش نی در آب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و تنهایی شاعر میپردازد. او از گم شدن معنای زندگی و حقیقت (حی) در درد و گریه سخن میگوید و به تصویر میکشد که چگونه اشک و تلاش برای یافتن راهی به روشنایی و امید، میتواند به افسردگی و سردرگمی بینجامد. شاعر اشاره دارد که نه در پی زهد است و نه در پی اوهام لحظهای، بلکه در آتش احساسات خود غرق شده و به دنبال حقیقتی است که در آب (وجود) پنهان است. او از دیگران میخواهد، از دلی که آتش میگیرد دوری کنند و به حقیقت آرامشبخش خویش توجه کنند. در نهایت، او بر این باور است که در شرایطی که او تجربه کرده، هیچ کس نمیتواند به طور واقعی از آتش یا آب بگذرد، چون هر کدام نمایانگر احساسات و درک عمیق انسانی هستند.
هوش مصنوعی: در حین اینکه به دنبال حقیقت هستم، از شدت گریه چشمانم را به آب سپردم. وقتی که پلک زدم، ناگهان حقیقت در آب ناپدید شد.
هوش مصنوعی: آه من، مانند مشعلی روشن کن تا بتوانم ببینم شتر چگونه از اشکهایی که بر آب میریزد، ره میسپارد.
هوش مصنوعی: دست خود را از دل من دور کن و از دید من پنهان باش تا در آتش نسوزی و در آب هم غرق نشوی.
هوش مصنوعی: اگر دلی در تاریکی و سختی باشد، چه عیبی دارد؟ هر یک از ما در شرایط مختلف، در جنگ با احساسات و چالشهای خود هستیم؛ من در آتش و او در آب، هریک به نوعی درگیر سرنوشت و دردهای خود هستیم.
هوش مصنوعی: نه من شخصی هستم که در مسجد زندگی کنم و زاهد باشم، نه اینکه در میکده سرگردان باشم. من در دنیای آتش و دشواریها زندگی میکنم که در این وضعیت نمیتوانم مانند ماهی در آب یا سمندر در آتش زندگی کنم.
هوش مصنوعی: هر کسی که مرا ببیند، با این بدن لاغر و در حالی که میان آه و اشک هستم، میگوید که موهایم در آتش سوخته و یا در آب غرق شده است.
هوش مصنوعی: آنچه من از درد و غم خود تجربه کردم، نوح و ابراهیم هرگز تجربه نکردند، نه در آتش و نه در آب.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خضر پنداری نهانی کرده قدری می در آب
ورنه کی بودی بقای زندگانی کی در آب
نیستم ماهی، سمندر نیز، لیک از چشم ودل
رفت ایامم در آتش، گشت عمرم طی در آب
مردم چشم مرا گرخانه ویران شد چه شد
[...]
کاروان گم کرده امشب زاشک مجنون پی در آب
ترسم ای لیلی کزین طوفان شود گم حی در آب
عکس جام و ساقی و می شد عیان در آب صاف
میتوانی جست ای مخمور مفلس پی در آب
برق آه نائی اندر نیستان افتاد دوش
[...]
جز رخ یار آتشی سوزنده باشد کی در آب
ماهیان را کرد بریان عکس روی وی درآب
در دل وچشم من از یاد میان وقد او
کرده موئی جا در آتش رسته گوئی نی در آب
در دهانم آب شد لعل لب دلبر بلی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.