گنجور

 
یغمای جندقی

شد مشتبه ز کعبه به میخانه راه ما

ای خوشتر از هزار یقین اشتباه ما

می در سر و قرابه در آغوش و نام زهد

وا خجلتا که شحنه بر آید ز راه ما

مائیم آن صلاح پرستان که می فروش

برداشت طرح میکده از خانقاه ما

آخر تن ضعیف کشیدم به پای خم

رست از کنار چشمه حیوان گیاه ما

تحریص زاهدان به ثوابم دهد عذاب

یا رب چه بود و چیست ندانم گناه ما

راهم ز گوش بست و به چرخم ستاره سوخت

این بود عاقبت اثر اشک و آه ما

چشمم بگو فتاده کنم فرش راه عشق

باشد مگر که یوسفی افتد به چاه ما

از احتساب شحنه چشمت چو شبروان

در دیده گوشه گوشه گریزد نگاه ما

چشمم به راه صبح شب غم سفید ماند

یا رب کسی مباد به روز سیاه ما

یغما ز اشک و آه رعایای چشم و دل

پیداست داد و داوری پادشاه ما

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صوفی محمد هروی

ای آنکه نیست غیر تو کس پادشاه ما

واندر دو کون راهنما و پناه ما

افتاده های بحر گناهیم دست گیر

ای دستگیر جمله حال تباه ما

برده سبق زجمله کفار این زمان

[...]

سام میرزا صفوی

یا رب بسوز سینه رندان که آه ما

جایی رسان که پاک بسوزد گناه ما

نظیری نیشابوری

امشب خوش آشناست به رویش نگاه ما

گویا حجاب سوخته از برق آه ما

از بس که می شدیم به حسرت جدا ازو

خون می چکید روز وداع از نگاه ما

شغل محبت است که مانع ز طاعت است

[...]

صائب تبریزی

رحمت گرفته روی ز گرد گناه ما

آیینه تیره روز ز روی سیاه ما

هر قطره ای که در صدف ابر رحمت است

چون مهره گل است ز گرد گناه ما

بر جسم آنقدر که فزودیم همچو شمع

[...]

قدسی مشهدی

پژمردگی نبرد بهار از گیاه ما

چون لاله جزو تن شده بخت سیاه ما

روزی که نبود آینه حسن در نظر

در چشمخانه زنگ برآرد نگاه ما

ما صبح صادقیم و دم از مهر می‌زنیم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه