بسته شد راه تفرج باغ را از پیش و پس
ناگوارا رامش بستان، خوشا رنج قفس
بر رخ آری بسته خوشتر بوستانی کاندر او
لاله و گل باز نشناسد کسی از خار و خس
دوده شمع است و آتش توده کاه است و باد
مر مرا محسوس اگر بر لب زدل خیزد نفس
سیب اگر آن است و نار این تاخت خواهد کو به کوی
میر ترک آموز را چون کودکان بلهوس
جاودان منشور دولت بسته بر پر هماست
جوید آن کو فر ملک از سایه بال مگس
از پی آن رهروان آسیمه پویم کاندروست
ناله گم گشتگان کاروان بانگ جرس
دوده فقر از چراغ سلطنت روشن مخواه
سرد باشد مشعل خورشید محتاج قبس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان عواطف و احساسات خود در مورد زندگی و محدودیتها میپردازد. او توضیح میدهد که راههای تفریح و نشاط بسته شده و برای او، مدتهاست که در قفس رنج میبرد. او به زیباییهای باغ اشاره میکند و میگوید که در اینجا گل و خار را نمیتوان از هم تشخیص داد. همچنین به تضاد میان نور و تاریکی و وضعیت زندگی اشاره میکند و میگوید که زندگی در شرایط فقر و سلطنت نمیتواند روشنایی داشته باشد. در نهایت، شاعر به دنبال راهمایانی است که در مسیر دشوار زندگی، امیدوار به روشنایی و یافتن سرنوشت بهتری باشند.
هوش مصنوعی: راههای دلچسبی که در باغ وجود داشت، از هر سو به هم فشرده شد و خوشیهای باغ برطرف گشت. حالا در این میان، زندگی در قفس به نوعی لذتبخش و پر از چالش به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: در چهرهات زیباییای وجود دارد که چون باغی سرسبز و پرگل است. در این باغ، گلها و لالهها به قدری زیبا هستند که کسی نتواند خارها و گیاهان بیفایده را تشخیص دهد.
هوش مصنوعی: دود شمعی که میسوزد و آتش ناشی از کاهی که در آتش است، را احساس میکنم. اگر نفسی از دل بلند شود و به لبهایم برسد، برایم قابل لمس خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر این سیب واقعی است و آن نارنگی، باید ببینیم که در این کارزار چه اتفاقی خواهد افتاد؛ جایی که شخصی چون میرنما به مانند کودکان پرهیجان و بیصبر، در تلاش برای یادگیری و درک مسائل است.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده است که دولت و پایداری آن به دلیل حمایت و بالندگی یک فرد بزرگ و قدرتمند است. کسانی که به دنبال به دست آوردن قدرت و سلطه هستند، باید از سایه و کمک افراد بزرگ و تاثیرگذار بهرهمند شوند وگرنه به موفقیت نخواهند رسید.
هوش مصنوعی: به دنبال آن مسافرانی هستم که از شتاب و نگرانی در مسیر خود گام برمیدارند، زیرا در اینجا صدای ناله کسانی که در راه گم شدهاند و صدای زنگ جرس کاروان به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: از روشنایی چراغ سلطنت، انتظار دودی از فقر نداشته باش؛ زیرا مشعل خورشید به هیچ تکیهگاه و آتشی نیاز ندارد تا گرم باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای توئی بیچارگان را چاره و فریادرس
ایزد از هر دو بند و سختی مر ترا فریادرس
هرکه را رنجی بدو آمد تو برداری ازو
بر ندارد رنج تو جز کردکار پاک و بس
جز بکردار نشاط و ناز نگذاری قدم
[...]
ای بنظم آراستن با سعد اکبر هم نفس
مدح سعدالملک مسعود بن اسعد گوی و بس
آنکه نفس ناطقه از سینه ارباب نظم
بهر سلک مدح او در نفیس آرد نفس
صدر عالی رأی ملک آرای دستوری که بر
[...]
در ضمیر ما نمیگنجد بغیر از دوست کس
هر دو عالم را به دشمن ده، که ما را دوست بس
یاد میدار آنکه: هستی هر نفس با دیگری
ای که بییاد تو هرگز بر نیاوردم نفس
میروی چون شمع و خلقی از پس و پیشت روان
[...]
ز اقتضای دور گردون گر پدید آید ترا
چند روزی در جهان بر قول و فعلی دسترس
بشنو از ابن یمین پندی بغایت سودمند
با سلامت عمر اگر داری بسر بردن هوس
بدمگوی و بدمکن با هیچکس در هیچ حال
[...]
هست پیغامی مرا کو قاصدی مشکین نفس
سست میجنبد صبا ای صبح کار توست و بس
پیش خورشید مرا کاریست وانگه غیر صبح
کیست کو در پیش خورشیدی تواند زد نفس؟
ای نسیم صبح بگذر بر شبستانی که گشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.