گنجور

شعرهای کمال‌الدین اسماعیل با وزن «مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)»

 

کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۱۹

 

آنکه سرم بر خط فرمان اوست

گوی دلم در خم چوگان اوست

دل بغمش دادم و جان هم دهم

گر لب و دندان لب و دندان اوست

حال دلم هر چه پریشانیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۳۷

 

دل ز غم عشق تو کی جان برد؟

تا که جفای تو برین سان بود

دست کش از دامن تو کوتهست

هر نفسی سوی گریبان برد

لذّت جان کی بود آنرا که او

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۷۷

 

باد صبا بین که چها می کند

کس نکند آنچه صبا می کند

مست بگلزار رود بامداد

عربده با شاخ و گیا میکند

طیرة طفلان چمن می دهد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۹۷

 

لشکر نوروز بصحرا رسید

موسم شادیّ و تماشا رسید

ز آمدن گل ببشارت ز پیش

عید رسید اینک و زیبا رسید

روزه شبانگاه بزد طبل کوچ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۹۸

 

می شنوم باز که باری دگر

رغم مرا کرده یی یاری دگر

نیست قرارت بر من تا ترا

با دگری هت قراری دگر

تو بکنار دگران وز تو من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۳۵ - و قال ایضاً

 

عید جهان عید تو فرخنده باد

سایۀ اقبال تو پاینده باد

در چمن از رشک کلهداریت

نرگس مخمور سر افکنده باد

هر که بهی تو نخواهد چو نار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۲۵۳ - وله فی التّوبیخ

 

من که شب و روز گنه می کنم

بندگی حرص و شره می کنم

شرم ندارم که به موی سپید

نامۀ اعمال سیه می کنم

نیست ز من باز پس افتاده تر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۲۸۱ - و له ایضاً

 

ای به گه جود چو گل تازه رو

داده کفت آرزوی آرزو

ز آتش خشم تو آب آمده

بر لب شمشیر تو جان عدو

صبح اگر دم بخلافت زند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۳۴۰ - وله ایضا فی التوبیخ

 

ای که پی حرص و هوا می روی

راه نه اینست . کجا می روی؟

راه بران زان سوی دیگر شدند

پس تو برین راه خطا می روی

روی برگردان که بروی آردت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » ترکیبات » شمارهٔ ۳ - وله ایضا یمدحه

 

ای برخ روشن و زلف سیاه

کرده شب و روز جهانی تباه

سلسلۀ زلف تو بر پای باد

آینۀ حسن تو در دست ماه

صورت جان روی نماید مرا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل