گنجور

شعرهای جلال عضد با وزن «مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)»

 

جلال عضد » دیوان اشعار » قصاید » قصیده ۱۱

 

آیا در عهد فرمانت قضا در عین بیکاری

فلک پیش شکوه تو ز سر بنهاد جبّاری

جهان گر نیست گردد، کم نگردد عالم جاهت

چه باشد قطره ای کآن را ز دریایی کم انگاری

سرای دین و دولت را به تیغ تست معموری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال عضد
 

جلال عضد » دیوان اشعار » غزلیّات » شمارهٔ ۲۵۹

 

ز سودای گل سوری ز عشق روی گلناری

من و بلبل به سر بردیم عمری در گرفتاری

ز هجران پیش چشم خود جهان تاریک می بینم

نمی دانم که روز روشن است این یا شب تاری؟

شدی غایب دمی با من خیالت خلوتی دارد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال عضد
 

جلال عضد » دیوان اشعار » غزلیّات » شمارهٔ ۲۸۲

 

نگارا! با هواداران ز بیزاری چه می گویی

چو زلفت با گرفتاران چه سر داری، چه می گویی

مرا گفتی به دشواری بده جان در فراق من

سخن گفتی و جان دادم به دشواری چه می گویی

مرا گفتی که احوالت ز زاری نیک خواهد شد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال عضد
 

جلال عضد » دیوان اشعار » مفردات » شمارهٔ ۸

 

نشیند وقتها با من به مَی خوردن، ولی چندان

که توبه بشکنم، چون توبه ام بشکست برخیزد


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال عضد