گنجور

شعرهای حزین لاهیجی با وزن «فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)» - صفحهٔ ۱

 

حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۴۹ - در شکایت از روزگار

 

نبندی دل ای بخرد هوشیار

به جادوی نیرنگی روزگار

فریبنده دیوی ست زرّین پرند

سیه دل نگاریست سیمین عذار

فریبا نگردی به دستان او

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۷

 

الهی به قربان سرگشتگانت

سرم خاک پای خراباتیانت

دل غچه تنگ از لب لاله رنگت

گل، آتش به جان ا ازا رخ ارغوانت

قضا تیغی از غمزهٔ جان شکارت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰۷

 

چو بر سر زند شاخ، مستانه گل

کند از لب توبه، پیمانه گل

گریزانده، دی را به کوه وکمر

دهد عرض لشکر، دلیرانه گل

سوار است بر اسب چوبین شاخ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۷۷۵

 

که خواهد رسانید پیغام من

به بیگانهٔ آشنا نام من؟

که چون با حریفان خوری باده ام

به سنگ جفا نشکنی جام من

به کار آیدت چون رگ تلخ می

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » قطعات » شمارهٔ ۱۲ - قطعه در شکوه از بخت

 

حزین، از جهان دژم، خاطرم

سر و برگ یک موی سامان نداشت

ببین نارسا طالع چاک را

که از تنگی عیش، میدان نداشت

گریبان اگر بود، دامن نبود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » قطعات » شمارهٔ ۲۳ - در وصف شمشیر

 

به کف تیغ من اژدها پیکری ست

اباصولت شیر و خشم پلنگ

در این کاخ ظلمت، درخشان چراغ

به دربای هیجا، تناور نهنگ

ز پاکی گوهر، لبالب ز آب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » قطعات » شمارهٔ ۳۲ - در حکمت

 

نمود این سوال از فلاطون یکی

ز دشمن چه سان کینه باید کشید؟

جوابش چنین داد، روشن روان

به فضلی که گردد تو را بر مزید


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » فرهنگ نامه » بخش ۱ - فرهنگ نامه

 

به نام نگارنده هست و بود

فرازندهٔ این رواق کبود

سر داستان، نام فرخنده ای ست

که عقل از ثنایش فروماندهایست

خرد در کوی کوتهی و کمی ست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » فرهنگ نامه » بخش ۲ - در نعت خواجه دوسرا علیه و علی آله التحیه و الثثا

 

چرا نام مشتی گدایان بَرم؟

ستایش به درویش سلطان برم؟

نخستین خدیو دیار وجود

بهین موجهٔ چشمه ساران جود

قدم سای بزم، ایزد پاک را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » فرهنگ نامه » بخش ۳ - خطاب زمین بوس

 

سپهر آستانا، ملک چاکرا

کرم گسترا، بندگان پرورا

دل افروز پاکی نهادان تویی

رخ بخت را، بامدادان تویی

منت، ازکمین بندگانم یکی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » فرهنگ نامه » بخش ۴ - در منقبت سرور اولیا -علیه التحیّه و الثّنا- یعنی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع)

 

سر شیرمردان عالم، علی

کزو سرفراز است نام یلی

جهان کرم، والی کردگار

امام امم، صاحب ذوالفقار

ز قصرش، کمین پایه، چرخ بلند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » فرهنگ نامه » بخش ۵ - ستایش خاقان سخن

 

سخن گوهر لجّهٔ سرمدی ست

بهین حجّت معجز احمدی ست

سخن چشمهٔ زندگانی بود

سخن نعمت جاودانی بود

سخن را به فرق سپهر افسری ست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » فرهنگ نامه » بخش ۶ - در گشایش این نامهٔ نامی گوید

 

شکست استخوان، طبع اندیشه زای

به دندانهٔ کلک پولاد خای

که اندیشه، جادونگاری گرفت

بنای سخن استواری گرفت

ز صد چشمه خون بیش، پیمود دل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » فرهنگ نامه » بخش ۷ - در وصف حسن

 

بر وبرز ، چون سرو آراسته

نهالی ز گلزار جان خاسته

دو ابرو کمان کش، دو زلف از کمند

درافکنده آزاد دلها، به بند

صف محشر، آشوب مژگان او

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » فرهنگ نامه » بخش ۸ - صفت جنگ

 

دل خاک شد از ستوران، ستوه

غریو دلیران بدرّید کوه

نمودی در آن پهن دشت بلا

سنان آتش و نیستان، نیزه ها

هوا ابری، ازکاوب بانی درفش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » فرهنگ نامه » بخش ۹ - صفت تیغ

 

تناور نهنگی ست شمشیر او

سر شرزه شیر است، نخجیر او

قضا را به کشور بود مرزبان

زبان اجل را بود ترجمان

بدانسان که گل، جامه سازد، کفن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » فرهنگ نامه » بخش ۱۰ - صفت اسب

 

خرامنده کوهی، فلک پیکری

شتابنده ابری، گران لنگری

به جستن، ز برق دمان گرمتر

به رفتن، ز آب روان نرمتر

به سوی فرازی که بالا رود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » فرهنگ نامه » بخش ۱۱ - صفت نامه

 

بفرمود دانای روشن ضمیر

که فرهنگ را، نسخه بندد دبیر

نگارندهٔ نامه، بگرفت کلک

کشید آن گهرهای غلتان به سلک

سوادش سویدای هشیار مغز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » فرهنگ نامه » بخش ۱۲ - در نصیحت و بی وفایی دهر گوید

 

ز افسون چرخِ دریده دهل

چرا ای تهی مغز، خندی چو گل؟

فریبا نگردی به ریو و فنش

بیندیش از خوی اهریمنش

ز قصّاب، پروردن گوسپند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » مثنویات » فرهنگ نامه » بخش ۱۳ - در صفت مردان کار فرماید

 

به دیبا و اطلس فریباست، زن

بود حلّهٔ تن، زره یا کفن

سر مرد را نیست پروای زیست

همایی به از سایهٔ تیغ نیست

درفش است سرو گلستان او

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]