گنجور

شعرهای خاقانی شروانی با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)» - صفحهٔ ۳

 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۲۰

 

روز عمر آمد به پیشین ای دریغ

کار بر نامد به آئین ای دریغ

سینه چون صبح پسین خواهم درید

کآفتاب آمد به پیشین ای دریغ

سخت نومیدم ز امید بهی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۲۲

 

صدت فی بغداد ظبیا قد الف

صدغه جیم و ذا قد الف

سر بیندازم به دستار از پیش

غاشیهٔ سوداش دارم بر کتف

هل عشقتم نار اصحال الهوی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۰۱ - در حسرت عمر گذشته

 

گنج عمری داشتی خاقانیا

کم کم از گنج تو گم شد آه آه

شد سیاهی دیدهٔ دولت سپید

شد سپیدی چهرهٔ سلوت سیاه

در زیان عمر یکسانند خلق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۰۴

 

دیده از کار جهان دربسته به

راه همت زین و آن دربسته به

دوستان از هفت دشمن بدترند

هفت در بر دوستان دربسته به

دل گران بیماریی دارد ز غم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۴۴

 

عالمی بس دیو رای است ارنه من

نام حور دل فریبش کردمی

ارغوانش زعفران ساید همی

ور نسودی من عتابش کردمی

شهربانووار چون رفتی به راه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۴۵

 

اهل بایستی که جان افشاندمی

دامن از اهل جهان افشاندمی

گر مرا یک اهل ماندی بر زمین

آستین بر آسمان افشاندمی

شاهدان را گر وفائی دیدمی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

[۱] [۲] [۳]