مظلم شبی دراز از طرهٔ نگار
گشته سیه زمان و شده تیر روزگار
افلاک شسته چهرهٔ خود را برنک تیر
و آفاق کرده جامهٔ خود را بلون قار
بر خلق تنگ گشته مساکن چو کام کور
بر چرخ داده نور کواکب چو چشم مار
شب پر بلا و واقعه چون روز رستخیز
ره پر نهیب و حادثه چون خشم کردگار
من همچو آتشی بصمیم شب اندرون
ظلمت مراد خان و کواکب مرا شرار
تازان گهی چو شعلهٔ آتش سوی هوا
یازان گهی چو قطرهٔ باران سوی قفار
مالیده گشت قالبم از پای آسمان
فرموده گشت پیکرم از دست اضطرار
نی نی ، که اندرین ره مهلک نداشتم
جز عیش هیچ صنعت و جز لهو هیچ کار
در خدمت رکاب علایی گذشت خوش
آن هول بی کرانه و آن خوف بی شمار
شد در رکاب تاخته وز دستبرد او
ایام در تعجب و گردون در اعتبار
عنقای مهر خورده ز زوبین او دلم
تنین چرخ گشته ز پیکان او فگار
از بانک صید گشته همه کوه ناله گاه
وز خون کشته گشته همه دشت لاله زار
شیران شرزه را شده از بیم تیر او
دل همچو تفته نار و جگر همچو کفته نار
شیر زمین که باشد؟کاقبال اتسزی
بی عون دور شیر فلک را کند شکار
اختر نکرد یارد بی امر او مسیر
گردون نکرد یارد بی حکم او مدار
با رأی او چو ماه سپر ماه آسمان
با سهم او چو شیر علم شیر مرغزار
آنجا که عزم او ، نه شریفتست آسمان
و آنجا که حزم او ، نه متینست کوهسار
دریا بپیش بخشش او نیست جز شمر
گردون بجنب همت او نیست جز غبار
در ظل او بماند نکوه خواه با نوا
وز تیغ او ندید بد اندیش زینهار
از وی شب موافق او گشته همچو روز
وز وی گل مخالف او گشته همچو خار
از عون رأی او شده دست هنر قوی
وز سهم عدل او شده شخص ستم نزار
ای در سخا شده بهمه جای مشتهر
وی در وفا شده ز همه خلق اختیار
در عزم همچو بادی و در حزم همچو کوه
در لطف همچو آبی و در عنف همچو نار
در دست عقل تیغی و در پیش دین سپر
بر پای ظلم بندی و بر دست حق سوار
چون دهر پایداری و چون چرخ باشکوه
چون کوه مایه داری و چون بحر کامگار
حکم ترا مضای قدر بوده پیش رو
امر ترا نفاذ قضا بوده پیش کار
همواره تا بتابد بر چرخ مهر و ماه
پیوسته تا بروید از شاخ و برگ و بار
یمنت همیشه باد شب و روز بر یمین
یسرت همیشه باد مه و سال بر یسار
بادا بهار حاسد جاه تو چون خزان
بادا خزان ناصح ملک تو چون بهار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف وضعیتی تاریک و پر از بلا میپردازد که در آن زندگی و روزگار به سختی میگذرد. شاعر در این فضای سیاه و پر از اضطراب، وجود آتشینی از درون خود را احساس میکند که با وجود تنگناها و ناامیدیها، همچنان شعلهور است. او به اوج قضا و قدر و تأثیرات عمیق و قدرتمند آن در زندگی انسانها اشاره میکند.
در این میان، شخصیتی همچون "علایی" به عنوان نماد قدرت و عدالت به تصویر کشیده میشود که در شرایط سخت، حمایتهایش نمایان است. او به وضوح بر زندگی دیگران تأثیر گذاشته و به مانند ستارهای در آسمان، راه را روشن میکند.
شاعر تأکید میکند که در عرصه قدرت و تصمیمگیری، هیچ چیز بدون تدبیر و حکمت او نمیتواند پیش برود. او را همچون نیرویی مطمئن و ثابتقدم میداند که در برابر ناملایمات ایستادگی میکند و در نهایت خواهان برقراری عدالت و آرامش در جامعه است.
هوش مصنوعی: در این دنیا، طولانی بودن شب ناشی از موهای زیبای معشوق باعث شده که زمان تیره و تار شود و روزگار نیز به بدی بگذرد.
هوش مصنوعی: آسمان به طرز زیبا و شفاف خود را نشان میدهد و زمین نیز به رنگی دلپذیر و زیبا در آمده است.
هوش مصنوعی: مکانهای زندگی برای مردم تنگ و محدود شده، مانند اینکه خواستهای در دل داشته باشی اما نتوانی به آن برسید. نور ستارهها بر آسمان میدرخشد، همانطور که چشم مار در darkness میچرخد و تیزبین است.
هوش مصنوعی: در شب پر از مشکلات و حوادث، اوضاع به شدت مشابه روز قیامت است و هر قدمی که برمیداریم، پر از تهدید و حادثه است، مانند خشم خداوند.
هوش مصنوعی: من مانند آتش در دل شب تاریک و در دل ظلمت، دلم گرم و شعلهور است و ستارهها نیز درخشش و روشنی من را مشاهده میکنند.
هوش مصنوعی: گاهی مانند شعلهی آتش به سمت آسمان میتازم و گاهی مانند قطرهی باران به سمت بیابان میریزم.
هوش مصنوعی: بدن من از فشار و سختیهای زندگی به زمین چسبیده و تحت تأثیر شرایط دشوار و اضطراب، شکل و حالتی متفاوت به خود گرفته است.
هوش مصنوعی: در این راه خطرناک، جز لذت و سرگرمی هیچ فعالیتی ندارم و هیچ کار دیگری نمیکنم.
هوش مصنوعی: خدمتی که در کنار علایی گذشت، بینهایت شیرین و لذتبخش بود، حتی با وجود هراس و ترسهای فراوانی که تجربه کردیم.
هوش مصنوعی: در میدان مبارزه، او به شدت به جلو میرود و روزها در حیرت از کارهای او هستند و زمان نیز تحت تأثیر اوست.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق و محبتش به مانند پرندهای شاداب شده است و حالا احساس میکنم زندگیام به سمت او میچرخد و تحت تاثیر وجود اوست.
هوش مصنوعی: از وفور شکار در کوهها صدا و نالهایی بلند شده و دشتها پر از لالههایی است که از خون جانباختگان روییدهاند.
هوش مصنوعی: شیران نیرومند از ترس تیر او دلی آتشین دارند و جگرشان نیز از شدت ناراحتی مانند کباب شده است.
هوش مصنوعی: شیر زمین کیست؟ کسی که بدون کمک، میتواند شکار شیر آسمانی را انجام دهد.
هوش مصنوعی: دوست، بدون فرمان او، ستارهها را انتخاب نمیکند و بدون اجازه او، چرخش آسمان را در مسیر خود تنظیم نمیکند.
هوش مصنوعی: او مانند ماهی است که در آسمان به زیبایی میدرخشد و با کمکش، مانند شیری قوی و دانا در دشت و مرغزار، به علم و دانش دست مییابیم.
هوش مصنوعی: در جایی که اراده او قوی و شجاع است، آسمان هم از عظمت او بینصیب است و در جایی که احتیاط و دقت او وجود دارد، حتی کوهها هم نمیتوانند استوار بمانند.
هوش مصنوعی: در برابر بخشش و کرم او، دریا هیچ چیز نیست و اگر گردونهی دنیا هم به حرکت درآید، همت و تلاش او تنها به اندازهی غبار خواهد بود.
هوش مصنوعی: در زیر سایه او کسی که خواستار خوب است، با نوا و آواز دلنشین زندگی میکند و از تیغ او، بداندیشی نمیبیند، پس ایمن است.
هوش مصنوعی: در این دنیا، شب مثل روز به نفع او شده و گلهایی که باید خوب و زیبا باشند، به خاطر او به خارهایی بدل گشتهاند.
هوش مصنوعی: از کمک نظر او، هنر به قدرت رسیده و از انصاف او، انسانی ستمدیده شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: ای شخصی که به خاطر سخاوتت در هر جا مشهور هستی و به خاطر وفاداریات از میان همه انسانها انتخاب شدهای.
هوش مصنوعی: در اراده و تصمیمگیری قوی و مصمم مانند باد، در احتیاط و دقت مانند کوه، در مهربانی و لطافت مانند آب، و در خشم و شدت مانند آتش باش.
هوش مصنوعی: عقل مانند یک تیغ تیز در دست توست و دین همچون سپری در مقابل مشکلات قرار دارد. تو با همه قدرت بر ظلم پا میگذاری و بر حق سوار میباشی، به این معنا که بر حقایق و اصول صحیح زندگی مسلطی و از آنها حمایت میکنی.
هوش مصنوعی: زمانه همچون یک موجود پایدار است و گردش روزگار به زیبایی میگذرد. همانند کوه، انسانی نیکوکار و استوار باش و مانند دریا، در زندگی به کامیابی دست یاب.
هوش مصنوعی: کار تو به سبب از پیش تعیین شده است و چیزی که برای تو مقرر است، اجتناب ناپذیر و حتمی است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خورشید و ماه در آسمان درخشش دارند، طبیعت همیشه در حال رشد و شکوفایی است.
هوش مصنوعی: همواره برای تو، در روز و شب، خوشبختی و سعادت آرزو میکنم و همچنین برای تو در ماه و سال، آرامش و برکت میخواهم.
هوش مصنوعی: بهتر است که همیشه از دشمنیها و حسادتها دور بمانیم؛ چرا که مانند بهار، نعمات و زیباییهای زندگی میتوانند به ناگاه به خزان و مشکلات تبدیل شوند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خواجه، این همه که تو بر میدهی شمار
بادام تر و سهیکی و بهمان و باستار
مار است این جهان و جهانجوی مارگیر
از مارگیر مار برآرد همی دمار
نیلوفر کبود نگه کن میان آب
چون تیغ آبداده و یاقوت آبدار
همرنگ آسمان و به کردار آسمان
زردیش بر میانه چو ماه ده و چار
چون راهبی که دو رخ او سال و ماه زرد
[...]
از دیدن و بسودن رخسار و زلف یار
در دست مشک دارم و در دیده لاله زار
بامشک رنگ دارم از آن زلف مشکرنگ
با لاله کار دارم از آن روی لاله کار
ماندست چون دل من در زلف او اسیر
[...]
یکروز مانده باز زماه بزرگوار
آیین مهر گان نتوان کرد خواستار
آواز چنگ وبربط و بوی شراب خوش
با ماه روزه کی بود این هر دو سازگار
ورزانکه یاد از و نکنی تنگدل شود
[...]
باران قطره قطره همی بارم ابروار
هر روز خیره خیره ازین چشم سیل بار
ز آن قطره قطره، قطره باران شده خجل
ز آن خیره خیره، خیره دل من ز هجر یار
یاری که ذره ذره نماید همی نظر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.