گنجور

شمارهٔ ۱۲۴ - نیز در ستایش شمس‌الدین وزیر

 
رشیدالدین وطواط
رشیدالدین وطواط » قصاید
 

ای صدر سروران زمانه باتفاق

جود تویی نهایت و بر تویی نفاق

تو شمسی و ز نور تو حساد محترق

آری ستاره را بود از شمس احتراق

ایام با مخالف تو هست در خلاف

اقبال با موافق تو هست در وفاق

مهر مناقب تو شده ایمن از زوال

ماه فضایل تو شده فارغ از محاق

با هر نشاط ناصح جاه تو گشته جفت

وز هر مراد حاسد صدر تو مانده طاق

در پیش رأی تو ز سعادت بود دلیل

در زیر زین تو ز سیادت بود براق

ای آفتاب حشمت تو دایم الضیا

وی بارگاه دولت تو عالی الرواق

تو ساکنی بخطهٔ خوارزم وصیت تو

چون صبح منتشر شده در بغهٔ عراق

عقد معالی ار تو فزونست اتظام

کار ممالک از تو گرفتست اتساق

کرده دل ولی تو لذات را نکاح

داده تن عدوی تو راحات و اطلاق

انصاف ملک را بجناب تو اجتماع

اعدای شرع راز نهیبت تو افتراق

تابر سپهر پیکر جوزا کند طلوع

تا بر میان پیکر جوزا بود نطاق

بادا منازعان ترا باعنا وصال

بادا معاندان ترا از طرب فراق

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام