گنجور

شمارهٔ ۸

 
وحدت کرمانشاهی
وحدت کرمانشاهی » غزلیات
 

از باده مست گشت بت می‌پرست ما

آمد چه خوب فرصت وصلش به دست ما

ما بر امور انفس و آفاق قادریم

لیکن قضاست مسئله پای‌بست ما

هر پنجه‌ای به پنجه ما ناورد شکست

بازوی عشق می‌دهد ای دل شکست ما

در ساحتش خطا بود اظهار هست و بود

زیرا به دست اوست همه بود و هست ما

مائیم جمله ذاکر و ساجد به پیش او

از اوست در نماز قیام نشست ما

گاهیم بر فراز و زمانیم در نشیب

تا خلق پی برند به بالا و پست ما

ای دوست استفاده ز فرصت غنیمت است

تدبیر چیست جست چو ماهی ز شست ما

وحدت حرام باد کسی کآرزو کند

لب بر لبش نهند صنم می‌پرست ما



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

ساغر