گنجور

شمارهٔ ۱۵

 
وحدت کرمانشاهی
وحدت کرمانشاهی » غزلیات
 

عشق به یک سو فکند پرده چو از روی ذات

شد ز میان غیر ذات جمله فعل و صفات

هر من و مایی که هست می‌رود اندر میان

چون که به آخر رسید سلسله ممکنات

دست ز هستی بشوی تا شودت روی دوست

جلوه‌گر از شش جهت گرچه ندارد جهات

همرهی خضر کن در ظلمات فنا

ور نه به خود کی رسی بر سر آب حیات

هر که به لعل لبش خضر صفت پی برد

یافت حیات ابد رست ز رنج ممات

سر به ارادت بنه در قدم رهروی

کز سخن دلکشش حل شودت مشکلات

بعد چهل سال زهد وحدت پرهیزکار

ترک حرم کرد و گشت معتکف سومنات

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.