گنجور

 
واعظ قزوینی

توفیق حق چون شد قرین، با حکم شاهنشاه دین

زینت ده تاج و نگین، یعنی سلیمان زمان

آن خسرو گردون خیم، آن عادل نیکوشیم

آن قلزم جود و کرم، آن حصن دین را پاسبان

در دیده اهل نظر، بر چرخ نبود ماه و خور

گردیده ز آن والاگهر، روشن دو چشم آسمان

از سعی آن شخص هنر، یکرنگ شاه دادگر

«ریواس بیگ » نامور، سرحلقه آزادگان

آمد بانجام این چنین، عالی بنائی بس متین

محکم اساس و دلنشین، چون اعتقاد مؤمنان

هر خشت این عالی بنا، باشد بدرگاه خدا

پیوسته یکدست دعا، از بهر شاه کامران

فیضش چو دین افزون زحد، گفتا بتاریخش خرد:

«این طاق گل نبود،بود طاق دل روشندلان »

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
ناصرخسرو

انوار و ظلمت را مکان بر جای و دائم تازنان

ای مادر نامهربان هم سالخورده هم جوان

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ناصرخسرو
امیر معزی

چون‌ کرد پیش‌آهنگ را در زیر محمل ساربان

بر پشت پیش‌آهنگ شد از خیمه شمع کاروان

آن چون مه ناکاسته چون ‌گلبن پیراسته

همچون بهشت آراسته روشن چو خرم بوستان

صافی تن او نسترن بویا بر او یاسمن

[...]

سنایی

داری تو ای سرو روان بر لاله و بر ارغوان

از مشک و عنبر صولجان از عشقت ای حور جنان

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
مجیرالدین بیلقانی

لا تحترق منی الجنان

لا تبل نفسی بالهوان

مولانا

ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان

در گوش جانم می‌رسد طبل رحیل از آسمان

نک ساربان برخاسته قطّارها آراسته

از ما حلالی خواسته چه خفته‌اید ای کاروان

این بانگ‌ها از پیش و پس بانگ رحیل است و جرس

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه