بحمدالله که باز از لطف ایزد
در آمد خلق عالم را بتن جان
ز کف چون «شاه عباسی » اگر داد
«صفی » آسا خدیوی یافت ایران
بدست آورد تا زینگونه شاهی
بسی بر دور عالم گشت دوران
شه بیدار دل، کز فیض جودش
نبیند هیچکس خواب پریشان
به پیش ریزش دست سخایش
شده دامن بکف کوه و بیابان
بپای تخت او، تا سر گذارند
گهرها از صدفها گشته غلتان
نگاهش از غضب، خصم دغا را
بود بر سطر هستی خط بطلان
چنان آباد شد گیتی ز عدلش
که تنگی میکند بر گنج ویران
پی این دولت پاینده واعظ
شد از پیر خرد تاریخ جویان
چو دید او تاج اقبالش بسر، گفت:
«صفی گردید شاه ملک ایران
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره برکت و لطف الهی است که باعث ظهور یک شاه بزرگ و باعدالت در ایران شده است. شاعر به وصف ویژگیهای این شاه میپردازد، که با بزرگواری و جود خود، آرامش و عدالت را برای مردم به ارمغان آورده است. شاه با نیکخواهی خود بر مشکلات و دغدغههای مردم غلبه کرده و باعث آبادانی و رونق گیتی شده است. همچنین، در انتها به تبعیت و احترام مردم از این پادشاه اشاره میشود.
هوش مصنوعی: خوشبختانه، با لطف خداوند بار دیگر وجود انسانها به زندگی بازگشته است.
هوش مصنوعی: اگر از دست «شاه عباسی» چه سختیهایی متحمل شویم، به راحتی میتوانیم خدیوی را برای ایران به دست آوریم.
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش، به گونهای به مقام والایی دست یافت که دورانهای زیادی در اطراف جهان را زیر نظر داشت.
هوش مصنوعی: پادشاهی بیدار و آگاه است که از برکت بخششهایش هیچ کس نمیتواند خوابهای آشفته و پریشان داشته باشد.
هوش مصنوعی: به خاطر لطف و بخشش او، دامن کوهها و بیابانها را پر از نعمتها کردهام.
هوش مصنوعی: در کنار تخت او، در انتظار باشید تا جواهرات از صدفها بیرون بیفتند و به طور طبیعی به حرکت درآیند.
هوش مصنوعی: نگاه او پر از خشم است و با آن، دشمن فریبکار را از واقعیت زندگی پاک میکند.
هوش مصنوعی: جهان به واسطهٔ عدالت او چنان غنی و آباد شده است که حتی ثروتهای ویران نیز در آن احساس تنگی میکنند.
هوش مصنوعی: در پی این مملکت پایدار، واعظ از پیر خرد به جستجوی تاریخدانان برآمد.
هوش مصنوعی: وقتی او تاج سعادت را بر سر دید، گفت: «صفی، پادشاه ایران شده است.»
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه چیزست آن رونده تیرک خرد؟
چه چیزست آن پلالک تیغ بران؟
یکی اندر دهان حق زبانست
یکی اندر دهان مرگ دندان
ملک آن یادگار آل دارا
ملک آن قطب دور آل سامان
اگر بیند بگاه کینش ابلیس
ز بیم تیغ او بپذیرد ایمان
بپای لشکرش ناهید و هرمز
[...]
بدان گردیست آن سیمین زنخدان
بدان خمیدگی زلفین جانان
یکی گوئی که از کافور گوییست
یک گوئی که هست از مشگ چوگان
چه چیزست آن خط مشکین و آن لب
[...]
ز من معزول شد سلطان شیطان
ندارم نیز شیطان را به سلطان
سرم زیرش ندارم، مر مرا چه
اگر بر برد شیطان سر به سرطان؟
همی دانم که گر فربه شود سگ
[...]
زمان از وی پدید آمد به فرمان
به نزد برترین جوهر ز گیهان
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.