نگردد یارب این فرخنده منزل، خالی از مهمان
ز روی چون گل یاران بود پیوسته گلریزان
نباشد بر در و دیوار آن، آیینه ها هر سو
که هر یک هست چشم انتظاری بر ره مهمان
ز بس افتاده است ایوان این زیبا بنا، دلکش
بچشم دلبران ماند، که باشد طره اش مژگان
از آن چون خانه آیینه لبریز صفا باشد
که روشن شد چراغش از صفای مقدم یاران
در آن از باد دست افشانی رقص نشاط دل
عجب نبود، فتاده موج اگر بر شیشه الوان
بروی یکدگر غلتید در باغش گل و سنبل
تو گویی این چمن خورده است، آب گوهر غلتان
عزیزان چون ز من جستند تاریخ بنای آن
بگفتم:«باد این زیبا عمارت مجمع نیکان »!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر، آرزو میکند که خانهای خوشبخت همیشه پر از مهمان باشد. او به زیبایی و دلانگیزی فضا اشاره میکند و میگوید که دیوارها و آیینهها نشانگر انتظار مهمانان هستند. ایوان زیبا و دلکش خانه، یادآور چهرههای دلبرانه است و به صفای خانه هنگامی که دوستان میآیند، اشاره میکند. شاعر با توصیف باغ و گلهایش، فضای شاداب و پرنشاط خانه را به تصویر میکشد و بر این باور است که خانه باید محلی برای جمع شدن نیکان باشد.
هوش مصنوعی: خداوندا، این خانه خوشبخت همیشه خالی از مهمان نباشد، چون روی یاران مانند گل است و همیشه باید دل افروزی و شادی در آن برقرار باشد.
هوش مصنوعی: در این جا اشاره شده که در اطراف، هیچ آینهای نیست که نشاندهندهی چشمانتظاری باشد. در واقع، همه جا پر از نشانههایی است که نشاندهندهی انتظار و امید برای آمدن مهمانی است. به عبارت دیگر، محیط پیرامون پر از نشانهها و انتظار است و هر کجایی که نگاه کنی، میتوانی نشانههایی از امید به دیدار کسی را ببینی.
هوش مصنوعی: زیبایی این بنا به قدری در دل انسان مینشیند که حتی وقتی ایوان آن خراب و ویران است، همچنان چشمهای دلربا و معشوقهها را به یاد میآورد که طرههایشان مانند مژگان است.
هوش مصنوعی: اگر خانهای پر از صفا باشد و در آن چراغی روشن شود که نشانهای از خوشآمد یاران باشد، زیبایی و پاکی آن فضا دوچندان خواهد شد.
هوش مصنوعی: در آنجا از وزش باد و شادی قلب، هیچ عجیب نیست، اگر موجی رنگین بر شیشه بیفتد.
هوش مصنوعی: در باغ گل و سنبل، گلها و گیاهان به زیبایی با هم در هم آمیختهاند و گویی این چمن به خاطر زیبایی و لطافتشان در حال غرق شدن در آبهای درخشان و گرانبهاست.
هوش مصنوعی: وقتی عزیزان از من دور شدند، تاریخ ساخت آن بنا را بیان کردم: «باد این ساختمان زیبا، جمعی از نیکان را به یاد میآورد!»
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سپهسالار لشکرشان یکی لشکر کاری
شکسته شد از و لشکر ولیکن لشکر ایشان
چه روز افزون و عالی دولتست این دولت سلطان
که روز افزون بدو گشته ست ملک و ملت و ایمان
بدین دولت زیادت شد به اسلام اندرون قوت
بدین دولت پدید آمد به تعطیل اندرون نقصان
بدین دولت جهان خالی شد از کفران و ازبدعت
[...]
خجسته دولت عالی همین کرد ای ملک پیمان
که فتحی نو دهد هر روز از یک گوشه کیهان
فرود آرد سپاهت را به گرد کشور عاصی
برآرد گرد از آن کشور بسوی گنبد گردان
برانگیزد ز شادروان سپاه پادشاهی را
[...]
چه گوئی؟ ای شده زین گوی گردان پشت تو چوگان
به دست سالیان شسته زمان از موی تو قطران
ز قول رفته و مانده چه بر خواندی و چه شنودی؟
چه گفتند این و آن هر دو؟ چه چیز است این، چه چیز است آن؟
گر این نزدیک را گوئی و آن مر دور را گوئی
[...]
چو رستم گشت در کوشش، چو حاتم گشت در بخشش
چو لقمان گشت در حکمت، چو سلمان گشت در عرفان
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.