تن ز هم پاشید و، فکر پوشش آن میکنی
ریش جو گندم شد و، اندیشهٔ نان میکنی
وقت پشت پا زدن شد، میزنی خود دست و پا
وقت ترک سر رسید و، فکر سامان میکنی؟
تا جوانی زور بر ره کن، که ده زور دگر
از عصا این قوت پا دستگردان میکنی
این چنین کز کبر خود را میبری بر آسمان
خویشتن را عاقبت با خاک یکسان میکنی
شمع کاهد بیشتر، چندان که تابانتر شود
زینهار افزون مکن خود را، که نقصان میکنی
بر سر راهی و، میجویی همان راه معاش
بر لب گوری کنون، فکر لب نان میکنی
بیجوی کردار، داری چشم رحمت از کریم
تخم ناافشانده واعظ، فکر باران میکنی؟!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ناپایداری زندگی و زودگذر بودن جوانی اشاره میکند. او میگوید که در جوانی باید از انرژی و قوت خود بهره ببریم وگرنه روزی به ضعف خواهیم رسید. همچنین تاکید میکند که نباید مغرور شویم و خود را بالاتر از دیگران بدانیم، زیرا در نهایت همه ما با خاک برابر خواهیم شد. او به اهمیت خودشناسی و تلاش در زندگی اشاره میکند و هشدار میدهد که اگر از امکانات و نعمتهای خود به درستی بهره نبریم، دچار نقصان خواهیم شد. در پایان، شاعر به آرزوهایی که بدون عمل باقی میمانند، انتقاد میکند و میگوید که باید به جای فکر کردن به نعمتها، در عمل برای به دست آوردن آنها تلاش کنیم.
هوش مصنوعی: بدن از هم فرو میپاشد و تو به فکر پوشاندن آنی، در حالی که ریش جو گندم شده و تو در فکر تهیه نان هستی.
هوش مصنوعی: وقتی وقت جدایی فرا میرسد، خودت را مشغول میکنی و برای خودت راهحلها پیدا میکنی.
هوش مصنوعی: تا زمانی که جوان هستی، از نیروی جوانیات استفاده کن، زیرا بعدها برای ادامهدادن به راهت نیاز به تکیه بر دیگر اعضای بدنت خواهی داشت و آن نیروی جوانی دیگر در دسترست نخواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر غرور و خودبزرگبینی به دیگران ننگری و خود را بالاتر از همه ببینی، در نهایت به خاک بازخواهی گشت و هیچ تفاوتی با دیگران نخواهی داشت.
هوش مصنوعی: هرچقدر شمع بیشتر بسوزد و نورش افزایش یابد، در واقع باعث کم شدن خود میشود. پس خودت را زیاد در معرض نور قرار نده، که این موجب نقصان شخصیت و وجودت خواهد شد.
هوش مصنوعی: در مسیری قرار داری و به دنبال راهی برای تأمین زندگی خود هستی، اما در حال حاضر به فکر لقمهای نان هستی و بر سر خاکی ایستادهای.
هوش مصنوعی: بدون اینکه عملکردی از خود نشان دهی و به کار خوب نپردازی، آیا فقط به خاطر فرد خیرخواه و سخاوتمند، به امید رحمتش نشستهای و به دنبال برکت از او هستی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ایکه بر عاشق نگاه از لطف و احسان میکنی
گوییا بر عاشق خود مردن آسان میکنی
آمدی چونسرو و بستان خانه گلشن ساختی
گر بنوشی ساغری عالم گلستان میکنی
دل بصد جا میرود هرگه ز مجلس میروی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.