کرا پا میرود از محفل آن سیمبر بیرون؟
مگر بوی کباب دل برد از ما خبر بیرون
باستقبال سائل میجهند اهل کرم از جا
چو آهن حلقه بر در زد، ز سنگ آید شرر بیرون
بر دریا دلان، ننگست مال و ثروت دنیا
صدف نتواند آوردن، سر از شرم گهر بیرون
مکن بیرون سر از جیب خفا، گر عافیت خواهی
خورد سنگ جفا، از شاخ چون آید ثمر بیرون
ز بیعقلی است، سر از جیب گمنامی برآوردن
ز بیمغزی بود کآرد حباب از بحر سر بیرون
چنان در دیده ام تنگست واعظ عرصه گیتی
که نتواند سرشکم پا نهاد از چشم تر بیرون
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر، به زیبایی حال و هوای عاشقانه و فلسفی شاعر را به تصویر میکشد. شاعر به جستجوی حقیقت و زیباییهای معنوی میپردازد و به تمایل انسانها برای فرار از دنیا و دلبستگی به مادیات اشاره میکند. او اظهار میکند که دلها نمیتوانند با ثروتهای دنیوی و مال دنیا شرم را کنار بگذارند و گرانبها بودن عشق و عواطف را در مقایسه با مادیات یادآور میشود. در نهایت، شاعر به محدودیتهای بشر در درک عمیقتر زندگی و ارزشها اشاره دارد و ابراز میکند که در دنیای پر از درد و رنج، آگاهی و بصیرت از اهمیت ویژهای برخوردار است.
هوش مصنوعی: کیست که از محفل آن معشوق زیبا خارج شود؟ مگر بوی کباب ما را به یاد خود نمیآورد؟
هوش مصنوعی: اهل کرم و بخشش به محض اینکه کسی از آنها درخواست کمک کند، با شوق و eagerness به استقبال او میآیند. مانند اینکه وقتی آهنی به در کوبیده شود، جرقهای از سنگی میسوزد و میافتد. این نشاندهنده این است که نوع دوستانه و مهربان، همیشه آمادهاند تا به نیازمندان پاسخ دهند و شتابان به آنان یاری برسانند.
هوش مصنوعی: برای افرادی که دلهایشان آزاد و بزرگ است، داشتن مال و ثروت دنیا معنایی ندارد. صدف نمیتواند به دلیل شرم، مرواریدهایش را از خود بیرون بیاورد.
هوش مصنوعی: از جیب پنهانت بیرون نیا، اگر میخواهی که در آرامش باشی، زیرا ممکن است مورد آسیب و بدرفتاری قرار گیری. همانطور که ثمره از درخت خارج میشود، تو نیز از جایی که پنهان هستی، خود را آشکار نکن.
هوش مصنوعی: این بیان نشان میدهد که در نتیجهی نادانی، کسی از وضعیتی که در آن قرار دارد خارج میشود. مانند حبابی که از عمق دریا به سطح میآید؛ این نشاندهنده این است که فردی بدون درک و فهم درست، به سطح میآید و در معرض دید قرار میگیرد. در واقع، کارهای عجولانه و ناآگاهانه او باعث میشود که خود را نمایان کند، اما این ظهور بر اثر بیدقتی و نادانی است.
هوش مصنوعی: آنقدر در چشمانم دنیا برای واعظ کوچک و تنگ است که نمیتواند حتی یک قطره اشک از چشمم بیرون بیارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شد آن گل چهره باز از خانه با عزم سفر بیرون
مرا صد قطره خونابه شد از چشم تر بیرون
مگر خورشید در عشقت قبایی می درد هر شب
که از جیب دگر می آورد هر صبح سر بیرون
درون پرده شد از شرم رویت آفتاب امشب
[...]
به فکر از عقده افلاک نتوان کرد سر بیرون
چرا در بیضه آرد مرغ زیرک بال و پر بیرون؟
چو ملک دلنشین نیستی ملکی نمی باشد
که از دلبستگی ز آنجا نمی آید خبر بیرون
ز فرش بوریا گردید خواب تلخ من شیرین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.