بستیم ز لب، در به رخ آفات زمان را
کردیم امان نامه ازین مهر، زبان را
مایل بستم بیش بود ظالم معزول
پرزور شود، زه چو بگیرند کمان را
آگاهی عامل، سبب راحت شاه است
فریاد سگ، افسانه بود خواب شبان را
از بس بزبان آمد و از دوست نهفتیم
شد جوهر آیینه، سخن لوح زبان را
کردم به دل سخت تو اظهار غم خویش
بر سنگ زدم پیش تو این راز نهان را
با دیده بینا نتوان از تو گذشتن
عکس رخت آیینه کند آب روان را
گردد ز سخن سختی هر مرد نمایان
تیر است ترازو، کشش زور کمان را
پیچیده به خود واعظ ما بسکه ز فکرت
مشکل که بیابد سخنش راه زبان را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نکات عمیق و تفکرات فلسفی در مورد زبان، ارتباط انسانی و طبیعت زمان اشاره دارد. شاعر از مشکلات و آفات زمانه میگوید و تلاش میکند با زبان و بیان خود، مهر و محبت را به دیگران منتقل کند. او از سختیهای زندگی و دلشکستگیاش سخن میگوید و به ظهور احساسات و افکار در کلام اشاره میکند. همچنین به تصویرسازی و اثرات کلام بر دیگران و نیز چالشهای موجود در بیان احساسات و حقیقتها اشاره میکند. شاعر به این نتیجه میرسد که تعاملات انسانی و قدرت زبان میتواند موجب آرامش و راحتی یا حتی سختی در زندگی شود.
هوش مصنوعی: ما زبانمان را از گفتن بازداشتیم و در برابر مشکلات زمان، خود را در پناه عشق قرار دادیم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به زبان ساده و روان بیان کنم، این بیت به این معناست که وقتی کسی قدرت و زور را در دست دارد، ممکن است ستمگرانه عمل کند و باعث ظلم و ستم شود. اما اگر روزی به او اجازه داده شود که از قدرتش سوءاستفاده کند، ممکن است عواقب خطرناکی برای او و دیگران به همراه داشته باشد، مانند زمانی که رشتهای که کمان را میکشد و قدرتش را حفظ میکند، در دستان کسی دیگر قرار گیرد.
هوش مصنوعی: دانش و آگاهی عامل اصلی برای آرامش و راحتی فرمانروایی است، در حالی که صدای سگ تنها یک داستان است که خواب چوپان را مختل میکند.
هوش مصنوعی: بخاطر اینکه زیادی از زبان استفاده کردیم و از دوست چیزی نگفتیم، حقیقت وجودی ما به مانند جواهر در آینه نمایان میشود و کلام ما به صورت نوشتهای بر روی صفحه زبان در میآید.
هوش مصنوعی: به دل سخت تو، درد و غم خودم را ابراز کردم، اما به سنگ، این راز پنهان را شناختم.
هوش مصنوعی: با چشم روشن نمیتوان از تو عبور کرد، زیرا تصویر چهرهات مانند آبی که در آیینه منعکس میشود، در ذهن باقی میماند.
هوش مصنوعی: سخن و کلام هر مرد میتواند نشاندهنده شخصیت و قدرت او باشد؛ مانند تیری که در کمان کشیده شده و آماده پرتاب است.
هوش مصنوعی: واعظ ما آنچنان در افکار و مشکلات خود غرق شده که نمیتواند به راحتی و روشنی سخن بگوید و حرفش را بیان کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خواهی که نیاری به سوی خویش زیان را
از گفتن ناخوب نگهدار زبان را
گفتار زبان است ولیکن نه مرا نیز
تا سود به یک سو نهی از بهر زیان را
گفتار به عقل است، که را عقل ندادند؟
[...]
ای شاه! تویی شاه، جهان گذران را
ایزد به تو دادهست زمین را و زمان را
بردار تو از روی زمین قیصر و خان را
یک شاه بسنده بود این مایه جهان را
آسان گذران کار جهان گذران را
زیرا که جهان خواند خردمند جهان را
پیراسته می دار به هر نیکی تن را
آراسته می خواه به هر پاکی جان را
میدان طمع جمله فرازست و نشیب است
[...]
نوروز جوان کرد به دل پیر و جوان را
ایام جوانی است زمین را و زمان را
هر سال در این فصل برآرد فلک از خاک
چون طبع جوانان جهان دوست جهانرا
گر شاخ نوان بود ز بی برگی و بی برگ
[...]
آراست جهاندار دگرباره جهان را
چو خلد برین کرد، زمین را و زمان را
فرمود که تا چرخ یکی دور دگر کرد
خورشید بپیمود مسیر دوران را
ایدون که بیاراست مر این پیر خرف را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.