از بزرگان وحشی و، با خاکساران همدمیم
کوه اگر باشی تو، ما سیلیم؛ اگر خاکی، نمیم!
همچو حرفی کز کتاب افتاده باشد برکنار
گر بصورت دورم از یاران، بمعنی باهمیم
صبح تا شب باد پیما، شب سراسر غنچه خسب
بوستان زندگی را ما همانا شبنمیم
میتوان با چرب و نرمی، خصم را بستن زبان
ما ز خوی نرم، بر زخم دهنها مرهمیم
بر نمی آید ز قوت، آنچه می آید ز ضعف
پشت شمشیر است اگر خصم توانا، ما دمیم!
جلوه کردن ز آن سهی قد، گرد سرگشتن ز ما
قامت او هر کجا باشد علم، ما پرچمیم
شور ما در تلخ گویی واعظ از عین صفاست
در مذاق خلق اگر ناخوش چو آب زمزمیم!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس همدلی و همراهی بین انسانها، چه بزرگ و چه کوچک است. شاعر اشاره میکند که اگرچه ممکن است در ظاهر افراد متفاوت به نظر برسند، اما در حقیقت همهی آنها یکسان هستند و با هم ارتباط دارند. همچنین به اهمیت دوستی و صمیمیت در زندگی اشاره میکند و میگوید که میتوان با ملایمت و نرمخویی به مقابله با دشواریها پرداخت. در نهایت، شاعر به قدرت و استقامت انسانها در برابر چالشها اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که شجاعت و علم میتواند هرگونه مانعی را از بین ببرد.
هوش مصنوعی: ما با شخصیتهای بزرگ وحشی و انسانهای خاکی و humble در ارتباطیم. اگر تو کوه باشی، ما به مانند سیل هستیم؛ اما اگر خاکی باشی، در این صورت نمیمانیم!
هوش مصنوعی: همچون حرفی که از کتاب جدا شده باشد، اگرچه از یاران دورم، اما در حقیقت با هم هستیم.
هوش مصنوعی: از صبح تا شب در حرکت و تلاشیم، و در شب در آرامش و خواب غنچههای زیبای زندگی را تجربه میکنیم. ما نیز مانند این غنچهها هستیم.
هوش مصنوعی: با زبان نرم و شیرین میتوانیم خصم را به سکوت واداریم. ما به خاطر خوی نرممان، مثل مرهمی برای زخمها هستیم.
هوش مصنوعی: آنچه از قدرت برنمیآید، ناشی از ضعف است؛ پشت شمشیر فقط در برابر دشمنی که قوی باشد، ایستادگی میکنیم.
هوش مصنوعی: حضور دلانگیز و زیبای او با قد بلندش، هر جایی که باشد موجب توجه و شگفتی ماست، ما همچون پرچمی همیشه مشخص و بارز هستیم.
هوش مصنوعی: شور و شوق ما به قدری زیاد است که حتی اگر سخنران با لحن تلخی صحبت کند، برای مردم طعمی همانند آب زلال و گوارا دارد. این یعنی ما عمق احساسات خود را به گونهای نشان میدهیم که دیگران هم متوجه آن میشوند، حتی اگر ظاهر کلمات ناخوشایند باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما چو صبح از راست گفتاری علم در عالمیم
محرم آیینه خورشید از پاس دمیم
از گرانقدری درین دریا گره گردیده ایم
ورنه چون آب گهر ما فارغ از بیش و کمیم
سروآزادیم بر ما بی بریها بار نیست
[...]
از دم صبح ازل با عشق یار و همدمیم
هر دو با هم زادهایم از دهر با هم توامیم
هر دو از پستان فطرت شیر با هم خوردهایم
یک صدف پرورده ما را هر دو دّر یک یمیم
میدرخشد نور عرفان از سواد داغ دل
[...]
از کمال سرکشی عاجزترین عالمیم
همچو مژگان پیش پایی تا به یاد آید خمیم
ذرهایم اما پر است از ما جهان اعتبار
بیشی ما را حساب اینست کز هر کم کمیم
بی وفاق آشفتگی میخندد از اجزای ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.