به خود دم تا فرو بردم، سخن شد
به دل تا گریه دزدیدم، چمن شد
ز ترک کام، گردد کام حاصل
ز خاموشی توان صاحب سخن شد
ز پس آیینه سانم آشنا رو
بهر خلوت که رفتم، انجمن شد
در صد حرف، برمن بسته گردید
خموشی تا مرا قفل دهن شد
ترقی، از سفر، در گردباد است
تنزل کار گرداب از وطن شد
چنان واعظ اسیر قید هستی است
که نتواند دمی از خویشتن شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تأمل درونی و تجربیات خود میپردازد. او به تغییر احوالات و حالتهایش اشاره میکند و میگوید که با دم خود و سکوتش، به عمق احساساتش نزدیکتر شده است. احساساتی چون گریه و اشتیاق را بیان میکند و اشاره میکند که هرچه بیشتر در دل خود فرو میرود، به حقیقتی عمیقتر دست پیدا میکند. در ادامه، با تمثیلهایی از قید و بندهای زندگی و دنیای مادی، به این موضوع میپردازد که چگونه انسانها به واسطه وابستگیهای خود در بند هستند و نمیتوانند آزادانه زندگی کنند. شاعر به نوعی دچار تعارض بین وجود مادی و روحانیاش است و از احساس گرفتاری در قید زندگیاش گلایه میکند.
هوش مصنوعی: وقتی تصمیم گرفتم که با خودم خلوت کنم و به درون خودم سر بزنم، احساساتم به قدری عمیق شد که به گریه افتادم و در این دلشکستگی، زیبایی و تازگی زندگی برایم نمایان شد.
هوش مصنوعی: از ترک لذت و خواسته، میتوان به خواستهای رسید. اگر ساکت باشی، میتوانی به عنوان یک صاحب نظر در گفتگوها به حساب آیی.
هوش مصنوعی: بعد از اینکه به آینه نگاه میکنم، از طرفی آشنا به نظر میآید. وقتی به خلوت میروم، انگار جمعی برقرار میشود.
هوش مصنوعی: در صدها حرف و کلام، سکوت بر من حاکم شد، تا جایی که زبانم به قفل درآمد و نتوانستم صحبت کنم.
هوش مصنوعی: پیشرفت در سفر به دست میآید و در عینی که ممکن است در گردابهای زندگی دچار نقصان شویم، همواره وابستگی به وطن و محیط خود میتواند مانع افت و تنزل باشد.
هوش مصنوعی: واعظی که به شدت در بند زندگی و دنیای مادی گرفتار شده، نمیتواند حتی لحظهای از وابستگیهای خود فاصله بگیرد و به آزادی فکر کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شنود آن ناله و بیخویشتن شد
فرود آمد ز اُشتر سوی زن شد
زگل آغوش زین رشک چمن شد
زنکهت تازگی باد ختن شد
بهاری آمد و گلخن چمن شد
زسال نو همه غمها کهن شد
بت سنگین، بت سیمین بدن شد
شکفته چون گل و دیرش چمن شد
هنرور هر که شد، دور از وطن شد
ز ره رفتن، قلم صاحب سخن شد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.