گنجور

 
واعظ قزوینی

الهی تا جهان باشد، شه ما کامران باشد

بگیتی حکم او چون آب احسانش روان باشد

سپهر سست تا برپاست، دست او قوی گردد

جهان پیر تا برجاست، بخت او جوان باشد

زلال لطف او جاری، نشان تا هست از حاجت

خدنگ حکم او کاری، ز گیتی تا نشان باشد

فلکسان دوستش، بر اوج عزت تا زمین پاید

زمین وش دشمنش پامال غم، تا آسمان باشد

زبان تابا شدم در کام و، جان تابا شدم در تن

دعای دولتش واعظ، مرا ورد زبان باشد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فرخی سیستانی

همی تا خسرو غازی خداوند جهان باشد

جهان چون ملکش آبادان و چون بختش جوان باشد

چنان باشد جهان همواره تا شاه اندران باشد

ازیرا کو فرشته ست و فرشته در جنان باشد

بهار از عارض خوبش همانا نسبتی دارد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
مولانا

چو آمد روی مه رویم چه باشد جان که جان باشد

چو دیدی روز روشن را چه جای پاسبان باشد

برای ماه و هنجارش که تا برنشکند کارش

تو لطف آفتابی بین که در شب‌ها نهان باشد

دلا بگریز از این خانه که دلگیرست و بیگانه

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
سعدی

سر جانان ندارد هر که او را خوف جان باشد

به جان گر صحبت جانان برآید رایگان باشد

مغیلان چیست تا حاجی عنان از کعبه برپیچد

خسک در راه مشتاقان بساط پرنیان باشد

ندارد با تو بازاری مگر شوریده اسراری

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سعدی
امیرخسرو دهلوی

کسی را کاین چنین زلف و بناگوش آن چنان باشد

اگر در دیده و دل جای دارد و جای آن باشد

بلایی گشت حسنت بر زمین و همچو تو ماهی

اگر بر آسمان باشد، بلای آسمان باشد

مرا چون هر دمی سالی ست اندر حسرت رویش

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیرخسرو دهلوی
سیف فرغانی

سعادت دل دهد آنرا که چون تو دلستان باشد

نمیرد تا ابد آنکس که او را چون تو جان باشد

رخت در مجمع خوبان مهی بر گرد او انجم

تنت در زیر پیراهن گل اندر پرنیان باشد

نگاری را که موی او سر اندر پای او پیچد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه