گنجور

 
واعظ قزوینی

چه پیش خلق گشایی دهان برای طلب؟

که موج ریختن آبروست جنبش لب

مجو، ز گرمی دونان دوای درد، که هست

هزار مرتبه جانکاه تر ز گرمی تب

چو فضله ییست که زاییده از غذای لطیف

هرآنکسی که مباهات میکند بنسب

ز برگ سیلی استاد برگ پیوند است

که میدهد ثمر اعتبار نخل ادب!

ترا که خون رعیت بجای رنگ حناست

چگونه دست توانی کشیدن از منصب

بیا که آینه دل ز زنگ غم واعظ

جلا دهیم به خاکستر سیاهی شب

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فرخی سیستانی

سپیده دم که هوا بر درید پرده شب

بر آمد از سر که روز با ردای قصب

سپید روز سپه روی داده بود به چین

شب سیاه سپه روی داده سوی حلب

چنان سیاه وشی اندکی سپید بروی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
هجویری

تقشّعَ غَیْمُ الهَجْرِ عَنْ قَمرِ الحُبِّ

وأسْفَرَ نُورُ الصُّبْحِ عَنْ ظلمةِ العَنْبِ

قطران تبریزی

اگرچه من نکنم عاشقی بطبع طلب

کند طلب دل من عاشقی ز مهر . . . ب

گهی ز دیده خروشم کز اوست دل بعذاب

گهی ز دل کنم افغان کز اوست جان به تعب

ز دیده جیحون باران ز دل جحیم نشان

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۱۰۹ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
وطواط

سپهر ملک عجم ، آفتاب دین عرب

بلند نام و نشان و بزرگ اصل و نصب

کمال دین هدی ، قطب ملک و دین محمود

که هست چرخ شرف را جمال او کوکب

جمال دودهٔ خوارزمشاه ، آنکه ربود

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه