چه پیش خلق گشایی دهان برای طلب؟
که موج ریختن آبروست جنبش لب
مجو، ز گرمی دونان دوای درد، که هست
هزار مرتبه جانکاه تر ز گرمی تب
چو فضله ییست که زاییده از غذای لطیف
هرآنکسی که مباهات میکند بنسب
ز برگ سیلی استاد برگ پیوند است
که میدهد ثمر اعتبار نخل ادب!
ترا که خون رعیت بجای رنگ حناست
چگونه دست توانی کشیدن از منصب
بیا که آینه دل ز زنگ غم واعظ
جلا دهیم به خاکستر سیاهی شب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان بزرگی و اهمیت ادب و فرهنگ میپردازد و به نقد کسانی میپردازد که بدون استناد به فضائل واقعی، به خود مباهات میکنند. شاعر به این نکته اشاره میکند که تلاشها و غرورهای بیمبنای افرادی که از ریشه و اصل خود غافلند، بیفایده است و در نهایت به درد و رنج منتهی میشود. در نهایت، شاعر دعوت میکند تا با پاکسازی دلها از غم و سیاهی، به تجلی زیباییها و فضائل انسانی پرداخته شود.
هوش مصنوعی: باز کردن دهان برای درخواست از دیگران چه فایدهای دارد؟ زیرا به هر حال آسیب و لطمه به اعتبار و آبرو خواهد زد.
هوش مصنوعی: به دنبال درمان درد خود از افرادی که پایینتر از خودتان هستند نباشید، زیرا درد ناشی از رفتار و کلمات آنها هزاران برابر بدتر و آزاردهندهتر از تب است.
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی به این موضوع اشاره دارد که افرادی که بنا به نسبت و نسب خود به خود میبالند و خود را برتر از دیگران میدانند، در واقع مانند فضلهای هستند که از غذای لطیف به وجود آمدهاند. این بیان به نوعی نشاندهنده پوچی و بیارزشی این نوع خودبزرگبینی است، زیرا هر کسی باید به ارزشهای خود تکیه کند و نه به نژاد یا نسب خانوادگیاش.
هوش مصنوعی: برگ سیلی که استاد به آن اشاره کرده، نمادی از تلاش و کوشش است. این برگ به عنوان پایه و ریشهای برای پرورش و رشد ادب و فرهنگ عمل میکند و در نهایت ثمرهای از اعتبار و احترام به دست میآورد. به عبارت دیگر، از کوششهای اولیه میتوان به موفقیتهای بزرگ دست یافت.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانی از مقام و قدرت خود کنارهگیری کنی، در حالی که خون مردم مانند رنگ حنا بر دستانت جاری است؟
هوش مصنوعی: بیا تا با کمک یکدیگر دل خود را از غم پاک کرده و روشن کنیم، همانند اینکه آینهای را از زنگار و کثیفی تمیز کنیم تا درخشان و زیبا شود، و این کار را در میان تاریکی و غمها انجام دهیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سپیده دم که هوا بر درید پرده شب
بر آمد از سر که روز با ردای قصب
سپید روز سپه روی داده بود به چین
شب سیاه سپه روی داده سوی حلب
چنان سیاه وشی اندکی سپید بروی
[...]
تقشّعَ غَیْمُ الهَجْرِ عَنْ قَمرِ الحُبِّ
وأسْفَرَ نُورُ الصُّبْحِ عَنْ ظلمةِ العَنْبِ
اگرچه من نکنم عاشقی بطبع طلب
کند طلب دل من عاشقی ز مهر . . . ب
گهی ز دیده خروشم کز اوست دل بعذاب
گهی ز دل کنم افغان کز اوست جان به تعب
ز دیده جیحون باران ز دل جحیم نشان
[...]
همی شکنجد باد و همی شکافد خاک
به جنبش اندر دود و بخار آتش و آب
سپهر ملک عجم ، آفتاب دین عرب
بلند نام و نشان و بزرگ اصل و نصب
کمال دین هدی ، قطب ملک و دین محمود
که هست چرخ شرف را جمال او کوکب
جمال دودهٔ خوارزمشاه ، آنکه ربود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.