گنجور

 
ترکی شیرازی

سختم آید زتو ای زلف سیه فام!

کاشفته و ژولیده چرا همچو من استی؟

از بسکه لطیف استی و، خوشبو و، سیاهی

مانا که یکی نافهٔ مشک ختن استی

ای زلف گرت با دل من بستگی نیست

از چیست که پیوسته شکن در شکن استی؟

گه درهمی و برهم و ژولیده و گاهی

تابیده و پیچیده چو مشکین رسن استی

داری به بلال حبشی سخت شباهت

با او تو پسرخاله و یا هم وطن استی؟

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
وفایی شوشتری

ای کرب و بلا منزل جانان من استی

یعنی تو مقام شه گل پیرهن استی

خود گلشن طاهایی و باغ گل زهرا

کاینسان چمن اندر چمن از یاسمن استی

زان پیکر زیبا که به خاک تو دفین است

[...]

میرزا حبیب خراسانی

این طره پر چین که شکن در شکن استی

امشب چه فتاده است که در دست من استی

خورشید فرود آمده از طارم گردون

یا روی تو آرایش این انجمن استی

گفتم که کنم خانه بصحن چمن امشب

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه