نصیحتی کنمت ای پسر ز من بشنو!
تو این نصیحت و چون گوهرش محافظ باش
مجالست منما با قلندر و درویش
مصاحبت منما با اراذل و اوباش
به زور پنجه و بازوی خویش غره مشو
درشت خوی مباش و به کس مکن پرخاش
کسی که به پیش تو اسرار خویش بسپارد
مکن خیانت و اسرار او مگردان فاش
چو رعد از سخن سخت دشمنان مخروش
ز حرف سخت، دل دوستان خود مخراش
مخور شراب و، مکن غیبت و، دروغ مگو
مطیع دیو مشو، تارک الصلاه مباش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به پسری نصیحت میکند که از ترک نماز پرهیز کند و از مجالست با افراد نادرست و بدعادت دوری کند. او همچنین هشدار میدهد که به قدرت خود مغرور نشود و با دیگران با خشم و پرخاش رفتار نکند. شاعر تأکید میکند که به اسرار دیگران خیانت نکند و در جمع دوستان از سخن سخت و دشنام دوری کند. در پایان، او از جوان میخواهد تا از شراب نوشیدن، غیبت و دروغ پرهیز کند و به نیکی و دیانت توجه داشته باشد.
هوش مصنوعی: ای پسر، به حرفهای من توجه کن! من نصیحتی به تو میکنم که باید مانند یک گوهر ارزشمند از آن محافظت کنی.
هوش مصنوعی: با آدمهای عادی و بیفرهنگ نشست و برخاست نکن و از دوستان و همراهان حکیم و اهل معارف دوری کن.
هوش مصنوعی: به قدرت و توانایی خود مغرور نشو، و درشتخویی نکن و با دیگران نیز دعوا و پرخاش نداشته باش.
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو رازهای خود را بگوید، به او خیانت نکن و آن رازها را فاش نکن.
هوش مصنوعی: وقتی دشمنان با گفتار تند و سختی صحبت میکنند، مانند رعد و برق درخشنده و رعبآور میشوند. اما تو از سخنان آنها نترس و دل دوستانت را با این حرفهای شدید نلرزاند.
هوش مصنوعی: شراب نخور، غیبت نکن و دروغ نگو. تسلیم وسوسههای شیطانی نشو و از نماز دوری نکن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به آب ماند یار مرا صفات و صفاش
که روی خویش ببینی چو بنگری بقفاش
ز بوی و خوبی جعد و دو زلف مشکینش
ز رنگ و گردن و گوش و دو عارض زیباش
نگار خانهٔ چین است و ناف آهوی چین
[...]
حیات را چه گوارنده تر زآب ولیک
کسی که بیشترش خورد بکشد استسقاش
قسم بواهب عقلی که پیش رای قدیم
یکیست چشمه خورشید و سایه عنقاش
همیشود بیکی امر او چو سایه بچاه
در آبگون قفس این آفتاب آتش پاش
که هست طبع جمال آفتاب تأثیری
[...]
قسم به واهب عقلی که پیش علم قدیم
یکی است چشمه خورشید و سایه عنقاش
زمین شود ز یکی امر او چو سایه چاه
در آبگون قفس این آفتاب آتش پاش
که هست طمع جمال آفتاب تأثیری
[...]
خدایگان جهان شهریار دریا دل
توراست دست گهر بخش و لفظ لؤلؤ پاش
بر اسمان و زمین دست مطلق است تو را
که از وظیفه جود تو یافتند معاش
گهی به پنجه هیبت دل جهان بشکن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.