لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
ترکی شیرازی

ای ارض کربلا تو محل بلاستی!

موسوم از این سبب تو به کرب و بلا ستی

مدفون به تربت تو بود گوشوار عرش

برتر هزار بار، ز عرش علاستی

ای خاک از آنکه مدفن سبط پیمبری

هر درد را دوا و مرض را شفاستی

عنبر نی، تو بهتر ز عنبری

چون قتلگاه سبط رسول خداستی

ای ارض کربلا تو بهشتی ولی چرا؟

محنت فزا و، معدن حزن و بکاستی

شاهان کنند خاک تو را توتیای چشم

آری به چشم اهل نظر توتیاستی

شاه و گدا به سوی تو دارند التجا

ای خاک پاک، ملجا شاه و گداستی

« ترکی» نوشت نام تو چون ای زمین پاک!

غم بر غمش فزود، ز بس غم فزاستی

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
قطران تبریزی

ای طبع تو سرشته ز رادی و راستی

دور از روان تو کژی و نارواستی

میرا خدای راست سوی راستان بود

زانست راست کار تو دائم که راستی

چیزی که خواست بر تو ندید است خصم تو

[...]

ادیب صابر

گر نه به گوهر از نسب مصطفاستی

چون مصطفا حلم و حیاش از کجاستی

او را به روز خشم و رضا چون نگه کنی

گویی درست و راست علی مرتضاستی

گر پادشاه ملک خرد نیستی دلش

[...]

مولانا

ای آنک در دلی، چه عجب دلگشاستی!

یا در میان جانی، بس جانفزاستی

آمیزش و منزهیت، در خصومتند

که جان ماستی تو، عجب، یا تو ماستی

گر آنی و گر اینی، بس بحر لذتی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه