حاجت من در دو عالم جز گل روی تو نیست
روضه رضوان من غیر از سر کوی تو نیست!
از طواف کعبه و دیر و حرم ما را چه حظ؟!
مسجد و محراب من غیر از سر کوی تو نیست!
یک دمی آسوده نبود این دل مجروح من
لحظهای خالی ز سودای تکاپوی تو نیست!
آب و تاب سنبل زلف بتان دیدم ولی
پیچ و تاب طره مرغوله موی تو نیست!
با نگاهی خانه دل را منور میکنی
وه که کحل دوستی در چشم جادوی تو نیست!
چشم عبرت را کشادم با تماشای چمن
قامت شمشاد همچون قد دلجوی تو نیست!
دیدهام امروز یکیک شاعران روزگار
شاعری چون طغرل زار و دعاگوی تو نیست!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر نشان دهندهی عشق و اشتیاق عمیق شاعر به معشوقش است. او معتقد است که در هر دو دنیا، هیچ نیازی جز دیدن چهره محبوبش ندارد و تمام زیباییها و محافل مذهبی برای او بیاهمیت هستند. دل شاعر همواره در حسرت و آرزوی وصال معشوق میتپد و هیچچیز نمیتواند جایگزین زیبایی و جاذبهی او شود. او همچنین به قدرت نگاه معشوق و تأثیر آن بر دل مردم اشاره میکند و در پایان، چنان که به شاعری چون طغرل اشاره میکند، گویی هیچ شاعر دیگری به اندازهی او محبوب نیست. در کل، شعر بیانگر عمیقترین احساسات عشق و زیبایی است.
هوش مصنوعی: حاجت و نیاز من در این دنیا و آن دنیا تنها دیدن روی توست و بهشت من جز در کنار کوی تو نیست.
هوش مصنوعی: به کعبه و مکانهای مذهبی چه سودی برای ما دارد؟! مسجد و مکان عبادت من فقط در کنار کوی تو معنا پیدا میکند!
هوش مصنوعی: دل مجروح من هیچگاه آرام و بیخیال نیست و هیچ لحظهای از فکر و یاد تو خالی نمیشود.
هوش مصنوعی: من زیبایی و جذبهی سنبلهای زلف معشوقان را دیدم، اما هیچکدام به جذابیت و پیچیدگی طرههای موی تو نمیرسند!
هوش مصنوعی: با نگاهی که داری، دل را روشن میکنی، اما آه، که زیبایی دوستی در چشمان جادوییات پیدا نیست!
هوش مصنوعی: چشمی که به تجربه و عبرت دقت میکند، با دیدن چمن متوجه میشود که قامت شمشاد به زیبایی و دلگدازگی تو نمیرسد!
هوش مصنوعی: امروز شعرای زمان خود را دیدم که هیچیک به اندازه طغرل از تو غمگین و دعاگو نیستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در گلستانها تماشائی به از روی تو نیست
در بهشت عدن جائی خوشتر از کوی تو نیست
بامدادان از پشیمانی بماند در خمار
هر که امروزش چو نرگس مستی از بوی تو نیست
همچو اشک زاهدان خواهند زد بر روی او
[...]
یک سر مو راستی در طاق ابروی تو نیست
رحم در سر کار مژگان بلاجوی تو نیست
می دهی صد وعده و فی الحال بر هم می زنی
این اداها لایق چشم سخنگوی تو نیست
بی سبب از شاهراه وعده بیرون می روی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.