گنجور

 
طغرل احراری

ای از بهار عارضت نظاره را جان در بغل

آیینه دارد از رخت جوش چراغان در بغل!

فریاد عاشق کی کند در گوش معشوقش اثر؟!

بلبل ندارد در چمن جز آه و افغان در بغل!

ای دیده در بزم ادب مغرور آسایش مشو

یک صبح وصلش را بود صد شام هجران در بغل

از یاد تیر غمزه‌اش ایمن نباشد سینه‌ام

چشم خدنگ‌انداز او خوابیده پیکان در بغل

در چارسوی عشق او واکرده دکان جنون

از بهر تعلیقم جنون در پای مردان در بغل

خواندیم دوش اندر چمن از دفتر اوراق گل

مشکل که آید دلبرت امروز آسان در بغل

از بهر تعلیق جنون در پای مردم می‌فتد

طفل سرشکم گوییا دارد دبستان در بغل!

چین جبین منعمان کی منع عبرانش کند

چشم گدا بیند اگر دست کریمان در بغل؟!

داروی دیگر کی بود اندر مریض عشق او؟!

بیمار چشمش را بود پیوسته درمان در بغل!

شمع از گداز عارضت در گریه از شب تا سحر

چیدست دامن تا کمر گویا گریبان در بغل

دوش این غزل در گوش من می‌گفت دهقان سخن

نظمی که سعدی گفته است دارد «گلستان » در بغل!

طغرل هزاران آفرین بر مصرع بحر سخن

ای از خرامت نقش پا خورشید تابان در بغل!

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فصیحی هروی

می‌آید از سیر جگر آهم گلستان در بغل

یاس و تمنا در نفس امید و حرمان در بغل

ز آن‌سان که طفلان چمن دزدند گل از باغبان

آهم کند گلهای داغ از سینه پنهان در بغل

زین پیشتر گل می‌فشاند از خنده چاک سینه‌ام

[...]

صائب تبریزی

ای از رخت هر خار را سامان بستان در بغل

هر ذره را از داغ تو خورشید تابان در بغل

هر حلقه زلف ترا صد ملک چین درآستین

هر پرده چشم ترا صد کافرستان در بغل

کی چشم گستاخ مرا راه تماشا می دهد

[...]

قدسی مشهدی

دارم دلی، اما چه دل، صدگونه حرمان در بغل

چشمی و خون در آستین، اشکی و طوفان در بغل

باد صبا از کوی تو، گر بگذرد سوی چمن

گل غنچه گردد، تا کند بوی تو پنهان در بغل

نازم خدنگ غمزه را، کز لذت آزار او

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از قدسی مشهدی
سلیم تهرانی

دارم دلی همچون جرس، پیوسته نالان در بغل

از داغ بر احوال خود، صد چشم گریان در بغل

کی از چمن یاد آورم من کز خیال روی او

چون حلقهٔ زلف بتان، دارم گلستان در بغل

صد چاک افتد همچو گل بر جیب من از هر نسیم

[...]

فیاض لاهیجی

هر تار مژگانم بود موجیّ و عمّان در بغل

هر قطرة اشکم بود نوحیّ و طوفان در بغل

خوش مضطرب می‌آید از کوی تو باد صبحدم

دارد مگر بویی از آن زلف پریشان در بغل

هر شب چو گل چاک افکنم در جیب و روز از بیم کس

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه