ای غنچهدهن لب تو شکر
دندان تو همچو در و گوهر!
ای عارض تو حریر از گل
وی زلف سیاه تو معنبر!
ای نخل قدت برابر جان!
رخسار مهت به جان برابر!
چشمت به کرشمه ریخت خونم
مژگانت برم کشیده خنجر!
خوبان جهان فزون ولیکن
مانند تو کس ندیده دلبر!
خوبی به تو ختم عشق با من
این هر دو شد از قضا مقرر!
هم کشور حسن را امیری
هم ملک قلوب را تو صفدر!
شرمنده ز چهره نکویت
گر دیده همه بتان آذر
طغرل به حواله دو چشمت
در دشت فراق گشته ششدر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و او را با تصاویری زیبا توصیف میکند. شاعر از لبهای شیرین، دندانهای درخشان، و زلفهای سیاه معشوق صحبت میکند و او را به نخل بلندی که در برابر جانش است تشبیه میکند. چشمها و مژگان معشوق به قدری نافذ و دلربا هستند که شاعر را در حسرت و آرزوی او قرار میدهد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در میان همه زیباییها، هیچکس مانند معشوق او نیست و عشقش به او بینظیر است.
هوش مصنوعی: ای غنچهای که دندانت مانند شکر است و لبهایت چون در و گوهر میدرخشند!
هوش مصنوعی: ای چهرهات همچون حریر لطیف و زیباست و موهای سیاه تو معنا و جلوهای خاص دارند!
هوش مصنوعی: ای نخل با قامت بلند، تو همچون جان منی! چهره زیبا و درخشان تو برای من ارزش زیادی دارد.
هوش مصنوعی: چشمان تو به طرز جالبی مرا به درد میآورند و مژگانت مانند خنجر بر قلبم ضربه میزنند!
هوش مصنوعی: در دنیا افراد زیبا و نیکو بسیارند، اما هیچکس را مانند تو نمیتوان پیدا کرد که دلربا باشد!
هوش مصنوعی: عشق تو به من به خوبی پایان میرسد و این سرنوشت ماست که به این نتیجه رسیده است!
هوش مصنوعی: تو هم مانند یک سلطان برای سرزمین زیبایی و هم فرمانروای دلها هستی، ای صفدر!
هوش مصنوعی: من از زیبایی چهرهات شرمندهام، اگر همه بتها به تو غبطه میزنند.
هوش مصنوعی: در دشت جدایی، طغرل به خاطر دو چشمت در حال سرگردانی و ناراحتی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای گشته جهان و خوانده دفتر
بندیش ز کار خویش بهتر
این چرخ بلند را همی بین
پر خاک و هوا و آب و آذر
یک گوهر تر و نام او بحر
[...]
آن لعبت سرو قد مه منظر
آن آفت چین و فتنه بربر
صورت نه به نوک خامه مانی
لعبت نه به نوک رنده آذر
زلفینش به بوی عنبر سارا
[...]
ای ذات تو ناشده مصور
اثبات تو کرده عقل باور
اسم تو ز حد و رسم بیزار
ذات تو ز جنس و نوع برتر
محمول نهای چنانکه اعراض
[...]
خمخانه خر سرای خر پیر
نه راه بری نه بار برگیر
زین لاشه لنگ و لوک پیری
از دم تا گوش مکر و تزویر
تا خر کره بودی آنِ میره
[...]
ای حجره دل بتو منور
وی عالم جان ز تو معطر
ای شخص تو عصمت مجسم
وی ذات تو رحمت مصور
بی یاد تو ذکرها مزور
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.