آنقدر دارد صفا آیینه رخسار یار
عکس چون نظاره از لغزش نمیگیرد قرار!
جوهر فرد دهانش جزو بیاجزاء بود
از جوار قسمت او مدعی شد شرمسار
با یکی هجران دو روز وصل فال توأم است
در رهش تا دیدهام شد ز انتظاریها دچار
سبزه لعل لبش ز اعجاز یاقوتی دهد
نسخ تعلیق برات عاشق از خط غبار
شهره آفاق شد از عشق شیرین کوهکن
نام مجنون است از سودای لیلی یادگار
اختیار روضه جنت ندارم از درش
آشیان مرغ عنقا کی بود شاخ چنار؟!
طغرل از گفتار رنگین تو چون اوراق گل
میسزد جزو تو را شیرازه از رنگ بهار!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی های یار و تأثیر آن بر دل عاشق سخن میگوید. چهره یار آنچنان درخشان است که هیچ چیز نمیتواند آن را تحت تأثیر قرار دهد. گلایه از جدایی و انتظار، عشق عمیق و بینظیر را توصیف میکند و به زیبایی لبهای یار که چون یاقوت درخشان است، اشاره میکند. شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق میگوید و خود را در انتظار وصال او به تصویر میکشد. همچنین از عشق عمیق و افسانهای خود نسبت به معشوق پرده برمیدارد و یاد «مجنون» و «لیلی» را به میان میآورد، و در نهایت از عدم توانایی خود در دسترسی به بهشت یار سخن میگوید.
هوش مصنوعی: چهرهی معشوق به قدری زیبا و دلنشین است که هر بار که به آن نگاه میکنم، آرامش و سکونم را حفظ میکنم و از هرگونه بینظمی و اختلال دور میمانم.
هوش مصنوعی: جواهر وجود و صدای فردی که صحبت میکند، از اجزای مختلف نیست و به خاطر نزدیکی به او، کسانی که به او نزدیکتر هستند، خود را شرمنده میبینند.
هوش مصنوعی: دو روز جدایی من با وصل تو همزمان است، زیرا از زمانی که چشمم به تو افتاد، دچار انتظاری دردناک شدم.
هوش مصنوعی: سبزهای که بر لب اوست، زیبایی خاصی دارد و مانند یاقوت میدرخشد. این زیبایی چنان جاذبهای دارد که عشق را در دل عاشق به یادگار میگذارد.
هوش مصنوعی: شهرتی در میان مردم کسب کرد از عشق شیرین، نام مجنون به یاد عشق لیلی است که از آن باقی مانده.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از بهشت و زیباییهای آن برخوردار شوم، زیرا حتی در دروازهاش هم جایی برای من نیست. چگونه میتوانم درخت چنار را ببینم یا به آن نزدیک شوم؟
هوش مصنوعی: طغرل از لحن زیبای تو مانند گلها زیباست، پس تو را میتوان بهار نامید که با رنگهایش همه چیز را به هم پیوند میزند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نافه دارد زیر اندر گشاده بی شمار
لاله دارد زیر نافه در شکسته صد هزار
خانمان از رنگ و بوی او همیشه چون بهشت
روزگار از تار و پود او شکفته چون بهار
چشم زی رویش نگه کرد اندرو لاله شکفت
[...]
هر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار
یمن باشد بر یمین ویسر باشد بریسار
تیغشان باشد چو آتش روز و شب بد خواه سوز
اسبشان باشد چوکشتی سال و مه دریا گذار
از عجایب خیمه شان با شد چو دریا وقت موج
[...]
ای خداوندان مال العتبار الاعتبار
ای خداوندان قال الاعتذار الاعتذار
پیش ازاین کاین جان عذرآورفروماند ز نطق
پیش از آن کین چشم عبرت بین فرو ماند زکار
توبه پیش آرید و نادم از گُنه کاری خویش
[...]
بار دیگر بر ستاک گلبن بی برگ و بار
افسر زرین بر آرد ابر مروارید بار
گاه مینا زینت آرد زو نگار بوستان
گاه مرجان زیور آرد زو عروس مرغزار
غنچه سازد باغ را پر گلبن از مینا و زر
[...]
ابر آذاری برآمد از کران کوهسار
باد فروردین بجنبید از میان مرغزار
این یکی گل برد سوی کوهسار از مرغزار
وان گلاب آورد سوی مرغزار از کوهسار
خاک پنداری به ماه و مشتری آبستنست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.