باده عشق تو در هر دل اگر جوش کند
اگرش آب حیات است کجا نوش کند؟!
آرزومند وصال تو اگر هوشناک است
به یکی قطره می وصل تو بیهوش کند
سر خود گرچه بر افلاک نو ساید
حلقه داغ غلامی تو در گوش کند
طوطی هند شکرخایی لعلت بیند
از خجالت سخن خویش فراموش کند
چشم آهوی تو آهو به ختن میگیرد
بلکه آهو به سیهچشمی آهوش کند
از قضا خط برات اجل آرد هرکس
چون دو پیکر ز کمربند تو آغوش کند
نخل شمشاد خرام قد او را بیند
بیابا سجده محراب دو ابروش کند
خم شود قامت او چون قد طغرل عمری
هرکسی بار غم عشق تو بر دوش کند!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان تاثیر عمیق عشق معشوق بر دلها میپردازد. او میگوید که اگر عشق به جوش آید، مانند آب حیات است و کسی که در آرزوی وصال معشوق است، حتی با یک قطره از آن عشق بیهوش میشود. شاعر اشاره میکند که حتی اگر سر کسی به آسمان برود، عشق او همچنان در دلش میماند. همچنین، از زیباییهای معشوق و تأثیر آنها بر دیگران سخن میگوید و بیان میکند که در عشق، انسانها به شکلهای مختلف دچار غم و اشتیاق میشوند. در نهایت، شاعر به زیباییهای معشوق و بار سنگین عشق اشاره میکند که بر دوش عاشقان سنگینی میکند.
هوش مصنوعی: اگر عشق تو در دل هر کسی به جوش بیاید، آیا آن عشق به مانند آب حیات است که کسی بتواند آن را بنوشد؟
هوش مصنوعی: اگر کسی آرزوی وصال تو را داشته باشد، حتی اگر در حالتی هوشیاری باشد، تنها یک قطره از می عشق تو او را به حالت بیهوشی میبرد.
هوش مصنوعی: اگرچه سر من به اوج آسمانها میرسد، اما نشان و اثر عشق تو همیشه در گوشم باقی میماند.
هوش مصنوعی: طوطی هندی که زیبایی و شیرینی صحبت هایش را میبیند، از شرم و خجالت، سخن گفتن خود را فراموش میکند.
هوش مصنوعی: چشمان زیبای تو آنقدر جذاب است که حتی آهوها را به خود جذب میکند، به طوری که ممکن است آهوها عاشق چشمان سیاه تو شوند.
هوش مصنوعی: اگر تقدیر فرارسد و مرگ سراغ هر کس بیاید، مثل دو تن که یکدیگر را در آغوش میگیرند، آن شخص نیز نمیتواند از آغوش تو رهایی یابد.
هوش مصنوعی: نخل شمشاد با قد زیبا و راست او، بدون هیچ ترسی، در برابر سجدهگاه زیبایی ابروانش سر تسلیم فرود میآورد.
هوش مصنوعی: قامت او به زیبایی و ناز است و هر کس که عشق تو را در دل دارد، بار سنگین آن را به دوش میکشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلم از جام غمت نیش بلا نوش کند
همه را درد و مرا درد تو بیهوش کند
چون به پیشت نکنم ناله؟ که بلبل در باغ
این محال است که گل بیند و خاموش کند
کامم از شهد شهادت، لب تو شیرین کرد
[...]
حاشَ لِلَّه که وفایِ تو فراموش کند
سخنِ مصلحتآمیزِ کسان، گوش کند
سخن آن مست کجا با من مدهوش کند
مگر از سرزنش غیر فراموش کند
فرصت حرف چو یابم، ز رقیبان گویم
تا به این حیله ز من هم سخنی گوش کند
در سخن آیم و از بس که کنم بیتابی
[...]
هر که حرفی ز کتاب دل ما گوش کند
هر چه از هر که شنیده است فراموش کند
تا ابد از دو جهان بیخبر افتد مدهوش
هر که یک جرعه می از ساغر ما نوش کند
لذت مستی بیباده ما هر که چشید
[...]
گرنه گل نالهای از مرغ چمن گوش کند
ناله را مرغ چمن به که فراموش کند
نالم از دیده تر تابکی از مشت خسی
هر نفس آتشی افروزم و خاموش کند
در کنار توازین رشگ خورم خون که مباد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.