گنجور

 
طالب آملی

خوشا قصری که بروی پادشاهی را گذر باشد

چو بنشیند در آن منظر جهانش در نظر باشد

خوشا عالی رواقی عرش سقفی آسمان طاقی

که بر منظر جهان گیریش دایم جلوه‌گر باشد

دلا گر در جهان بر خواهش خود دسترس داری

عمارت پیشه کن تا از تو در گیتی اثر باشد

چواز تعمیر دل پرداختی تعمیر گل میکن

که معمار دل و گل نیکنام بحر و بر باشد

بجز شاهنشه عادل که معمار است دلها را

کسی کز عطر خلقش در عرق ریحان تر باشد

وزیر عالم آرا اعتمادالدوله کز رایش

نظر پیوسته از دیدار جنت بهره‌ور باشد

خوشا دلکش بنائی خوش هوائی کز تماشایش

قضا تدبیر آموزنده مانند قدر باشد

مبارک باد بروی این همایون منزل عالی

بلی بیت‌الشرف دایم مبارک برقمر باشد

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی