همین گلست کز او باغ حسن رنگین است
ستارهٔ که بمه طرح میدهد این است
رسید با رخ گل، گل شکفته از می ناب
بشهر آینه امروز روز آئین است
مراست بر دل از آسیب روزگار شکست
بدان شمار که بر ابروان او چین است
ز بیم درد دل امروزم از نطر مگریز
بیا که آه من امشب تمام تمکین است
چو عشق کهنه شود تلخی از زمان گیرد
می آنقدر که بود نارسیده شیرین است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.