چو عزم صید شود آسمان شکار مرا
هوای دل بتماشا برد غبار مرا
بشکر انکه شدم بندهٔ تو نیست دمی
که گوش من نکند سجده گوشوار مرا
بجستن آمده ابروی کبک و چشم تذرو
مگر هوای شکار است شهسوار مرا
سرم گران ز خمار کدورتست مگر
می لطافت او بشکند خمار مرا
نثار نعل سمند تو جان خشک منست
مگر قبول تو آبی دهد نثار مرا
فلک ثنای خود و من دعای او گویم
چه نسبت است بکار سپهر کار مرا
شهنشهی است بگیتی پناه من «طالب»
خداش باد نگهبان نگاهدار مرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.