آن غمزه خون دل بسبو میکند مرا
افشردهٔ جگر به گلو میکند مرا
میخواندم ز اهل وفا آن فرشته خو
وین مرحمت ز او سگ او میکند مرا
تاکی خیال هیچ توان کرد و خون گریست
اندیشهٔ میان تو مو میکند مرا
از بس معطرم ز نسیم تو عندلیب
گلدسته میگذارد و بو میکند مرا
از بس جدا نمیشوم از آستان دوست
غیرت خیال آن سگ کو میکند مرا
من ترک آفتاب پرستی نمیکنم
آتش پرست آن گل رو میکند مرا
«طالب» خیال دیدن عکس رخش در آب
چون سبزه فرش آن لب جو میکند مرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.