دوش فال نطقم از مجموعهٔ اقبال بود
هرچه میگفتم بعنوان نکوئی فال بود
عشق اورا بود شوقانگیز راهی کاندراو
با تردد های دل سعی قدم پامال بود
دوش میگفتیم و میکشتیم پر با تخم مهر
هر نهالی را که با آن سروقد همتال بود
بخت و طالع هردو با ما مهربان بودند لیک
مهرشان کم عمر همچون کینهٔ اطفال بود
بود آه نافهٔ چینش کمند افکن بپای
یا بساق از چین زلفش عنبرین خلخال بود
هیچگه پیمانهٔ خالی نبودم در جهان
خم گرم می بود خالی دیده مالامال بود
من ندانم بنده یا آزاد بودم خود بگوی
داغ بود این نقطه بر پیشانیم یا خال بود
درهوا از دود مکتوبم کبوتر زاغ شد
نامهٔ احوال گوئی نامهٔ اعمال بود
امشب آگه نیستم از احوال «طالب» لیک دوش
دیدمش در کنج تنهائی بسی بد حال بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.