کمند طره بر کف شوخی از نخجیر میآید
که از هر تار زلفش کار صد زنجیر میآید
ندارد هیچ پیری در جهان سامان تدبیرم
چوپستان از دهانم گرچه بوی شیر میآید
زالوان گنه گشتم بهار دوزخ و شادم
که بوی مغفرت زین گلشن تقصیر میآید
بتوفیق خیالش باز وصلی هست در طالع
که بیش از خواب دیدن بر زبان تعبیر میآید
زیبا افتاده «طالب» لیک سوی کعبهٔ کویت
بیک پهلوی دل شبگیر در شبگیر میآید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.