حاشا که در بساط دلی دردخو بود
ذوقی که نیم غنچه تبسم از او بود
زلف بتان عرصهٔ کشمیر بخت ما
آشفته بینی از همهٔ تار مو بود
ای آ نکه جذب نشترم ازسینهمیکشی
گر نیش غمزهایست بهل تا فرو بود
میخانه ظرف باده و دل مست اشتیاق
کآلودهٔ ترشح جام و سبو بود
آ خرچه همتاست که باموجصدمحیط
چشم لبی بیکدو دهن آبجو بود
شوق آشنای جاذبهٔ کام ذوق ماست
زهریکه نا رسیده بلب در گلو بود
بی داغ یک نگه ز تونی زخم نیمناز
خودگو مرا میان شهیدان چهرو بود
« طالب » من و تراکفگلچین ندادهاند
پرواز مرغ جرأت ما یاد بو بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.