دوستان شاد شوند از غم پنهانی ما
جمع گردد دل یاران ز پریشانی ما
ما که ویران شدگانیم بدین دلشادیم
که جهانی شده آباد ز ویرانی ما
در سجود صنم از بس که صفا یافتهایم
جبههٔ مهر برد نور ز پیشانی ما
جز جگر پارهٔ لذت نکشی مائدهٔ
ایکه بر خود زدهٔ نشتر مهمانی ما
صد نیاز نمکین با روش برهمنست
که یکی نیست در آئین مسلمانی ما
تیغ در برهنگی فاش کند جوهر خویش
مصلحتهاست درین شیوهٔ عریانی ما
«طالب» از روی عروسان سخن بند نقاب
مگشا چند شوی باعث حیرانی ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.