آرد شبیخون چون هجرت ای ماه
گیرد بلندی شبهای کوتاه
مجنون محزون گریان به وادی
لیلای سرخوش خندان به خرگاه
از میوه تو ای نخل سرکش
ما را چه حاصل با دست کوتاه
مگشای محمل درین گذرگه
کشتی میفکن در این خطرگاه
گر زلتی رفت با دوست میگوی
ورحاجتی هست از دوست میخواه
گریان تو منشین بنگر درین باغ
خندیدن گل بر عمر کوتاه
گویا که دارد پیغام و صلی
پیکی شتابان می آید از راه
تو مست خواب و از یارب من
آمد بیارب مرغ سحرگاه
کاهید جان را عشق طبیبم
آگاهیش نه زین عشق جانکاه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، با نگاهی حزین به شب و تنهایی خود مینگرد و به شاهدی به نام مجنون اشاره میکند که در وادی عشق آزار میبیند، در حالی که لیلا در خوشی به سر میبرد. او در تعابیر خود به ناامیدی از میوه نخل و بیهودگی آرزوها میپردازد و به پردهنشینی و خطراتی که در مسیر عشق وجود دارد توجه دارد. شاعر میگوید که اگر دوستی ناراحتی برایش ایجاد کرده، نباید دلگیر شود و باید از او درخواست کند. همچنین بر اهمیت شادابی و لذت از زندگی، با وجود عمر کوتاه، تأکید میکند و به پیامی از سوی عشق اشاره مینماید که ممکن است در زندگی غافلگیر کننده باشد. در نهایت، او به عشق و آگاهی نسبت به آن اشاره میکند که برای او دردآور است اما همچنان بر آن تأکید دارد.
هوش مصنوعی: ای ماه، شبها را به مانند هجرتی غافلگیرکننده روشن کن، تا بلندی شبهای کوتاه را احساس کنیم.
هوش مصنوعی: مجنون، در حالتی غمگین و گریان به دشت لیلا نگاه میکند و در عین حال، کسی دیگر در آنجا شاد و خندان در خرگاهی است.
هوش مصنوعی: ای نخل سرکش، ما با دستانی کوتاه از میوه تو بهرهای نمیبریم.
هوش مصنوعی: در این مسیر، چادرت را نپوشان و کشتیات را در این مکان خطرناک نینداز.
هوش مصنوعی: اگر دچار اشتباهی شدی، به دوستت چیزی نگو. اما اگر نیازی داشتی، از او کمک بخواه.
هوش مصنوعی: گریه نکن و به جای آن به این باغ نگاه کن، جایی که گلها با وجود عمر کوتاه خود، خندان و شادابند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که پیغامی مهم و سریع از راه میرسد، مانند پیکهای تند و پرشور.
هوش مصنوعی: تو در خواب و بیخبر از حال من هستی، در حالی که من از خداوند میخواهم که برایم خطا نکند و بگذار مرغ سحرگاهی را که صدایش میزند، بیابد.
هوش مصنوعی: عشق باعث تسکین روح من است و آگاهی من از این عشق، نشانهای از درد و رنجی نیست که آن را تجربه میکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عیشم مدام است، از لعل دلخواه
کارم به کام است، الحمدلله
ای بخت سرکش! تنگش به بَر کش
گه جام زرکش، گه لعل دلخواه
ما را به رندی، افسانه کردند
[...]
گر حکم قتلم فرمود دلخواه
جان مژده دادم الحمدلله
ای شیخ جاهل در دیر و اهل
ما را که نبود سوی حرم راه
ساقی مستم می ده به دستم
[...]
امر خلافت، گر نیست دلخواه
گردن نهادیم، الحکم لله
خلقی به تضلیل، از راه بردند
پیران جاهل، شیخان گمراه!
ما پیر و جاهل، کمتر شناسیم!
[...]
بر شعله تا چند نازیدنکاه
در دولت تیز مرگیست ناگاه
صد نقص دارد ساز کمالت
چندین هلال است پیش و پس ماه
در فکر خویشیم آزادگی کو
[...]
از پرتو مهر، شد آخر آن ماه
محفل فرزندم، الحمدالله
دامان خرگاه، تا برزد آن ماه
شد ماه پنهان، در زیر خرگاه
ما را بکویش خیزد چه از آه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.