سوزنیم مرد باندام . . . ر
شاعر پخته سخن خام . . . ر
مرهمه را شاه شش اندام، سر
هست مرا شاه شش اندام . . . ر
روز و شب اندر طلب کاف . . . ن
آخته دارم چو سر لام . . . ر
مردی مصلح بدم و نیکنام
کرد مرا مفسد و بدنام . . . ر
بودم در خورد هزار آفرین
کرد مرا از در دشنام . . . ر
کرد بکابین زن و فرزند و باز
گردن من در گرو وام . . . ر
از همه پیران زمانه منم
خار صفت رومه گلفام . . . ر
با همه بیمایگی، افراختم
چون علم غیبت، بر بام . . . ر
پنجه و شش سال ز شلوار من
برد بهر کوی بپیغام . . . ر
هر که بیاید بر من میهمان
شام خورد . . . ر و پس از شام . . . ر
بزم مرا یابد مهمان من
اول جام می و انجام . . . ر
چون سگ دیوانه، گزیده در آب
صورت سگ بیند در جام . . . ر
خشت بود بالین، بستر، حصیر
خادمک ترک دلارام . . . ر
آئی مهمان که منم میزبان
دیو می آشام گه آشام . . . ر
خانه بابرام برم تاز را
تا بخورانمش بابرام . . . ر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی مردی است که به رغم تلاشهایش در زندگی و تلاش برای کسب نام نیک، به بدنامی و فساد دچار شده است. او از خود نارضایتی دارد و احساس میکند که در برابر زندگیاش رنج و مشکلات بسیاری تجربه کردهاست. شاعر از تجربههای سخت خود با زناشویی و مسئولیتهای خانوادگی صحبت میکند و به نوعی ناامیدی و یأس در زندگیاش اشاره دارد. او به عنوان میزبان از مهمانان استقبال میکند و فضای دعوت و مهمانی را ترسیم میکند، اما در پس این خوشامدگویی، احساس عمیق درد و شکست پنهان است. در نهایت، شاعر با ارجاع به حال و روز خود، حسرت و رنجی که از زندگیاش میکشد را بیان میکند.
هوش مصنوعی: ما مانند سوزن هستیم که در جسم ما جا گرفته و حس میکنیم. شاعرانی که به تجربههای گرانبها دست پیدا کردهاند، به کلمات و معانی عمیقتری از آنچه که در ابتدا به نظر میرسد، دست مییابند.
هوش مصنوعی: مرهم برای من، پادشاهی با شش اندام است، و در واقع، سر من هم متعلق به همین پادشاه با شش اندام است.
هوش مصنوعی: در روز و شب به دنبال کمال هستم و در این مسیر اصرار دارم. مثل سر لام که همیشه بالا و آماده است، در جستجوی حقیقت و رسیدن به هدفهایم، تلاش بیشتری به خرج میدهم.
هوش مصنوعی: من فردی بودم که تلاش میکردم راه درست و اصلاحی را پیش بگیرم و به همین خاطر نام نیکی داشتلم، اما دیگران مرا به نادرست مفسد و بدنام کردند.
هوش مصنوعی: در ابتدا دچار مشکلات و بدبختیهای زیادی بودم، اما در نهایت توانستم از این طریق تحسین و ستایش دیگران را جلب کنم.
هوش مصنوعی: کسی که برای زن و فرزندش تلاش میکند، در روزگار خود به اندازهای به سختی و بدهی افتاده که جانش در گرو وام شده است.
هوش مصنوعی: من در میان همه انسانهای زمانه، به بَدی و زشتی معروف هستم، در حالی که ظاهرم زیبا و شبیه به گل است.
هوش مصنوعی: با وجود تمام ناتوانیهایم، مانند نشانهای از غیبت، خود را به نمایش گذاشتم.
هوش مصنوعی: شیش سال طول کشید تا پیام من به کوی محبوب برسد و در این مدت، من همچنان در انتظار ماندم و باند شلوارم را هم دستکم گرفتم.
هوش مصنوعی: هر کسی که به مهمانی من بیاید، شام میخورد و بعد از آن...
هوش مصنوعی: مهمان من در مهمانی من، ابتدا با یک لیوان شراب وارد میشود و تمام میکند.
هوش مصنوعی: شخص دیوانه مانند یک سگ، که در آب به سطح آب نگاه میکند و فقط تصویر خود را در جام میبیند. این نشاندهندهٔ عدم درک و حقیقتسنجی اوست.
هوش مصنوعی: بالین از آجر و بستر از حصیر است و خادمک ترک زیبا در کنار استراحت میکند.
هوش مصنوعی: آی مهمان، بیایید که من میزبان شما هستم، دیوانگی و شیدایی را کنار بگذارید و از خیر و خوبی بنوشید.
هوش مصنوعی: من به خانهام میروم تا غذا را برای او تهیه کنم و او را سیر کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.