گنجور

 
سوزنی سمرقندی

مشکین کله بر گل نهی ای ماه کله دوز

تا در مه دی باز نمایی گل نوروز

ای چون گل نوروز برخسار و ببالا

بر سرو سرافراز سرافرازی و فیروز

گر سرو و گلت خوانم مانی بگل و سرو

مفراز سر از کبر و رخ از کینه میفروز

چون سوزن باریک تو داریم تن خویش

ای ماه کله دوز کله از تن ما دوز

تا چون کله دوزی حسن آموزی از ما

بر دست و گریبان تو باشیم ره آموز

نی نی هوس است اینکه همه بر سر چاکر

اینک دل و جانم تو خوهی ساز و خوهی سوز

خوه اسب وفا زین کن و زی مهر رهی تاز

خوه تیغ جفا آخته کن کین زرهی توز

من بر سر میدان تو گردانم چون گوی

وندر کوی هجران تو غلطانم چون کوز

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
منوچهری

نوروز بزرگم بزن ای مطرب، امروز

زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز

برزن غزلی، نغز و دل‌انگیز و دل‌افروز

ور نیست ترا بشنو و از مرغ بیاموز

مسعود سعد سلمان

ای من رهی آن رخ بستان افروز

گر نیست گل و لاله به جایست امروز

هجران تو چون آتش سوزان و دلم کوز

کم سوز دل خسته این عاشق دلسوز

سنایی

با تابش زلف و رخت ای ماه دل‌افروز

از شام تو قدر آید و از صبح تو نوروز

از جنبش موی تو برآید دو گل از مشک

وز تابش روی تو برآید دو شب از روز

بر گرد یکی گرد دل ما و در آن دل

[...]

سوزنی سمرقندی

بنمود بمن روی نگارین خود امروز

دلبند من آن کرد که مه روی کله دوز

در آرزوی روی نگاریش بدم دی

آن آرزوی دینه من راست شد امروز

میتافت بکف رشته و میدوخت بسوزن

[...]

سعدی

عمر برف است و آفتاب تموز

اندکی ماند و خواجه غرّه هنوز

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه