گنجور

 
سوزنی سمرقندی

مه مشرف و میمون و محترم رمضان

به شاه بر ز رجب رشک بر دو از شعبان

که تا چو ماه رجب را و ماه شعبان را

عزیز کرد کند مرو را عزیز چنان

ز ظل عرش ملک عز اسمه آمد

به ظل چتر ملک عز نصره مهمان

خدایگان جهان پادشاه مهمان‌دوست

فزود راتبهٔ طاعت خدای جهان

چنان که از خدم شاه شاه کرد پسند

مه مشرف و میمون و محترم رمضان

بساط عدل بگسترد بر بسیط زمین

نهاد مائدهٔ عدل و رأفت و احسان

به حق آن که به گوش و زبانش حاجت نیست

که بهر گفت و شنید آفرید گوش و زبان

که کاخ شاه صدا باز دارد این همه گوش

به گاه گفتن علم و شنیدن قرآن

خدای ترس ترازوی خدایگانی نیست

ز ترس اوست که ندهد کسی ز ترس نشان

ز سهم و هیبت تیر و سنان او بی حرب

عدوش را مژه تیر است و موی سینه سنان

از اوست فرمان و ز بندگان حق طاعت

وز اوست فرمان‌برداری وز حق فرمان

گرفت روزه به فرمان حق شهنشه شرق

که آفتاب ملوک است و سایهٔ یزدان

خدایگانا سلطان آفرینش خلق

چو آفرید ترا خواست بر جهان سلطان

چنان ز عدل تو معمور شد جهان که نماند

به قدر دایرهٔ خردلی ورود بر آن

همای عدل تو گسترد سایه‌ای بر خلق

قوائمش ز صلاح و خوانمش ز امان

جهان به عهد تو از خرمی جنان گشته‌ست

رعیت تو خرامان در او چو اهل جنان

ستمگران شده نایاب در ممالک شاه

که خون‌بهای ستمگر گران شد و ارزان

دم خلاف تو از سینهٔ مخالف تو

دهان به لب سپرد تا که برکند دندان

عمر صلابت شاهی مخالفان از تو

رمیده‌اند چو از سایهٔ عمر شیطان

به ماه روزه ملک برنهد به شیطان بند

چو روزه تیر و کمان بر به زه زد و پیکان

دهد . . . صلاح تراز روزه سپهر

که در قفای تو دارد به هر مقام مکان

به هر مقام و مکان در امان حق بادی

به زیر سایهٔ روزه همی بوی بامان

رسیده باد شب قدر تا سپیده به تو

ثنای روح و سلام مهیمن منان

هزار عید دو ماهی بقای عمر تو باد

مه نخستین فطر و مه دوم قربان

حکیم سوزنیا آن زمانه بر تو گذشت

که کوه آهن کندی به سوزن و مکسان

ضعیف گشتی پیرانه خدمتی می‌کن

تو خود چه پیر بدین خدمت اندر او چه جوان

بقای شاه جوان‌بخت پیر دانش‌خواه

که تا جوانی و پیری‌ست در بهار و خزان

 
 
 
زنده‌رود
عنصری

توانگری و بزرگی و کام دل بجهان

نکرد حاصل کس جز بخدمت سلطان

یمین دولت کایام ازو شود میمون

امین ملت کایمان ازو شود تابان

همه عنایت یزدان بجمله بهرۀ اوست

[...]

مشاهدهٔ ۷ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
فرخی سیستانی

بزرگی و شرف و قدر و جاه و بخت جوان

نیابد ایچکسی جز بمدحت سلطان

یمین دولت ابوالقاسم آفتاب ملکوک

امین ملت محمود پادشاه جهان

خدایگانی کاندر جهان بدین و بداد

[...]

مشاهدهٔ ۸ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
ازرقی هروی

بهار تازه ز سر تازه کرد لاله ستان

برنگ لاله می از یار لاله روی ستان

جهان جوان شد و ما همچنو جوانانیم

می جوان بجوان ده درین بهار جوان

بشادکامی امروز داد خویش بده

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از ازرقی هروی
قطران تبریزی

اگر نجست زمانه بلای خلق جهان

چرا ز خلق جهان روی او بکرد نهان

اگر نخواست دلم زار و مستمند چنین

چرا نگاشت رخش خوب و دل‌فریب چنان

اگر نگشت دل من تنور آتش عشق

[...]

مشاهدهٔ ۷ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
مسعود سعد سلمان

شب دراز و ره دور و غربت و احزان

چگونه ماند تن یا چگونه ماند جان

بسان مردم بی هوش گشته زار و نزار

دلم ز درد غریبی تن از غم بهتان

مرا دو دیده به سیر ستارگان مانده

[...]

مشاهدهٔ ۱۲ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه