ای خجل در چمن از قامت تو سرو بلند
چشم شوخ تو سبق برده زبادام خجند
دل زابروی تو پیوسته گرفتار بلاست
چون رهد مرغ که افتاده بود دام کمند
این چه بالا و میان است و چه ابرو و چه چشم
یارب از چشم بدانت نرسد هیچ گزند
چه زنی لاف ز میم دهن تنگ حبیب
برو ای غنچه سیراب، تو بر خویش بخند
ای پری در غم سودای توام دیوانه
ناز تا کی بود و جور و جفاهای تو چند
چه نشینی به رقیبان و دلم خون سازی
گر وفایی نکنی جور و جفا هم مپسند
صوفیا چند کنی ناله، ز خوبان گفتی
گر تو خواهی که به کس دل ندهی دیده ببند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و جذابیتهای محبوبی میپردازد که شاعر به او عشق ورزیده است. او به زیبایی قامت و چشمان محبوب اشاره میکند و بیان میکند که دل او به خاطر زلف و ابروی او همیشه در عذاب است. شاعر از محبوب میخواهد که از دیگران دوری کند و به او وفا کند تا دلتنگی و رنج را از دلش بزداید. همچنین، احساسات عشق و دیوانگی در برابر زیبایی محبوب به خوبی حس میشود. شاعر در نهایت به درد و رنج ناشی از دوری و جفاهای محبوب اشاره میکند و تأکید میکند که اگر محبوب خواهان ندادن دلش به دیگران است، بهتر است هیچکس را نبیند.
هوش مصنوعی: در باغ، تو باعث شرم و حیا هستی، قامت متوسط و راست تو در برابر سروهای بلند چقدر زیباست. چشمان playful و جذاب تو از تمام زیباییها پیشی گرفته و بر درختان بادام برتری دارد.
هوش مصنوعی: دل من همیشه در زحمت و سختی است، مانند پرندهای که از دام و تلهای که در آن گرفتار شده، به سختی میخواهد آزاد شود.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت فردی اشاره دارد که ویژگیهای خاصی همچون ابرو و چشم زیبایی دارد. شاعر از خداوند میخواهد که هیچ آسیبی به این زیبایی نرسد و آن را از چشم بدها محفوظ نگهدارد.
هوش مصنوعی: چرا از می و شراب حبیب یادت میشود وقتی که تو خودت پر از زندگی و شادابی هستی؟ ای غنچهای که سیراب شدهای، به خودت ببخش و به زندگیات بخند.
هوش مصنوعی: ای پری، من به خاطر عشق تو به جنون رسیدم. این ناز و زیبایی تو تا کی ادامه خواهد داشت و سختیها و بیمهریهای تو چه مدت دیگر باید ادامه یابد؟
هوش مصنوعی: اگر به رقیبان نشینی و دلم را به درد بیاوری، اگر وفادار نباشی، به ظلم و ستمی که میکنی هم نباید اعتنا کنی.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی دل به کسی نسپاری و عشق ورزیدن را نخواهی، بهتر است چشمپوشی کنی و از زیباییها ناله نکنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای شده چاکر آن درگه انبوه بلند
وز طمع مانده شب و روز بر آن در چو کلند
بر در میر تو، ای بیهده، بسته طمعی
از طمع صعبتر آن را که نه قید است و نه بند
شوم شاخی است طمع زی وی اندر منشین
[...]
اندرین شهر بسی ناکس برخاسته اند
همه خر طبع و همه احمق و بی دانش و دند
شمس تبریز! تو جانی و همه خلق تناند
پیش جان و تن تو صورت تنها چه تنند
برو ای زاهد مغرور و مده ما را پند
عاشقان را به خدا بخش ملامت تا چند
من دیوانه ز زنجیر نمیاندیشم
که کشیدهست مرا زلف مسلسل در بند
خسروان از پی نخجیر دوانند ولی
[...]
آن کداماند و کیاناند و کجا میباشند
کز خرد دور و برانگیخته با اوباشاند
گرچه آزرده و رنجور شود دلهاشان
از جفای دگران سینۀ کس نخراشند
برِ این کِشته گر ابلیس خورد گر آدم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.