آن زلف سیه که دلربا شد
در عشق بلای جان ما شد
در سایه سرو ایستاده
بینند که سرو چون دو تا شد
از شادی دهر گشته آزاد
تا دل به غم تو مبتلا شد
عاشق چه رود به کعبه امروز
در کوی تو مرو را صفا شد
بیگانه شود ز خویش ای دوست
با درد تو هر که آشنا شد
از شوق دو ابرویت به محراب
عمرم همه صرف در دعا شد
صوفی به امید آن که روزی
در کوی تو ره برد گدا شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت موی سیاه معشوق اشاره میکند که باعث پریشانی دل او شده است. او از سایه یک سرو میگوید که باعث شده دلهای عاشقان تحت تأثیر قرار بگیرد. شاعر به شادی و آزادیای که در عشق هست اشاره میکند و از درد و غم ناشی از عشق صحبت میکند. او میگوید که هر عاشق باید تا به حال در کعبه دل برود و در کوی معشوق نورانیت پیدا کند. همچنین، شاعر به دعاها و آرزوهایش در محراب به خاطر زیبایی ابروهای معشوق اشاره کرده و میگوید که صوفی هم برای رسیدن به معشوق، به گدایی میپردازد.
هوش مصنوعی: زلف سیاه و دلربای محبوب ما باعث شد تا در عشق به بلا و درد گرفتار شویم.
هوش مصنوعی: در کنار درخت سرو ایستادهاند و میبینند که این درخت چگونه به دو شاخه تقسیم شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر خوشیهای زندگی از قید و بند رهایی یافتم، اما حالا که دلم به غم تو گرفتار شده، دوباره احساس محدودیت میکنم.
هوش مصنوعی: عاشق امروز برای رسیدن به حقیقت و آرامش، نیازی به رفتن به مکانهای مقدس مانند کعبه ندارد، زیرا در این کوچه، جایی که تو هستی، همه چیز زیبا و دلانگیز است.
هوش مصنوعی: هر کسی که با درد و رنج تو آشنا شود، از ارتباط و نزدیکی خود با خودشان فاصله میگیرد.
هوش مصنوعی: از شوق دیدن ابروهای تو، تمام دوران زندگیام را صرف دعا و راز و نیاز کردهام.
هوش مصنوعی: یک صوفی به خاطر امیدی که دارد، برای ورود به کوی تو و دیدن رویت، خود را به زحمت انداخته و به عنوان گدا زندگی میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون روی تو ماه سمانباشد
چون زلطف تو مشک ختانباشد
فاجابه رحمه الله
چون دلبر من بیوفا نباشد
کش هیچ غم کار ما نباشد
[...]
آن عهد و وفای ما کجا شد
از هر دو دلت چرا جدا شد
دی عادت تو همه وفا بود
امروز چرا همه جفا شد
بر لشکر حسن، پادشاهی
[...]
چون آینه هر کجا که باشد
جنسی به دروغ بر تراشد
ای کز تو همه جفا وفا شد
آن عهد و وفای تو کجا شد
با روی تو سور شد عزاها
بی روی تو سورها عزا شد
شد بیقدمت سرا خرابه
[...]
چون حاجت دوستی روا شد
هر چیز که جز غرض، وفا شد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.