گنجور

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۵

 

گر دست دهد ز مغز گندم نانیوز می دو منی ز گوسفندی رانی
با لاله رخی و گوشه بستانیعیشی بود آن نه حد هر سلطانی


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام (صادق هدایت) » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۹۸

 

* تُنْگی میِ لَعْل خواهم و دیوانی،
سَدّ‌ِ رَمَقی باید و نصف نانی،
وانگه من و تو نشسته در ویرانی،
خوشتر بُوَد آن ز مُلْکَتِ سلطانی.


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۷۹

 

اسرار شنو ز طوطی ربانیطوطی بچه‌ای زبان طوطی دانی
در مرغ و قفس خیره چرا میمانیبشکن قفس ای مرغ کز آن مرغانی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۹۵

 

ای آنکه ز حال بندگان میدانیچشمی و چراغ در شب ظلمانی
باز دل ما را که تو میپرانیآخر تو ندانی که تواش میخوانی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۰۳

 

ای ابر که تو جهان خورشیدانیکاری مقلوب می‌کنی نادانی
از ظلم تو بر ماست جهان ظلمانیبس گریه نصیب ماست تا گریانی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۳۴

 

ای دوست به حق آنکه جان را جانیچون نامهٔ من رسد به تو برخوانی
از بوالعجبی نامهٔ من ندرانیچون حال دل خراب من میدانی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۹۷

 

پران باشی چو در صف یارانیپری باشی سقط چو بی ایشانی
تا پرانی تو حاکمی بر سر آنچون پر گشتی ز باد سرگردانی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۱۵

 

تا در طلب گوهر کانی کانیتا در هوس لقمهٔ نانی نانی
این نکتهٔ رمز اگر بدانی دانیهر چیزی که در جستن آنی آنی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۲۱

 

تو دوش چه خواب دیده‌ای می‌دانینی دانش آن نیست بدین آسانی
در دست و تن تو کاله پنهان کرده استای شحنه چراش زو نمی‌رنجانی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۴۳

 

حاشا که به ماه گویمت میمانییا چون قد تو سرو بود بستانی
مه را لب لعل شکرافشان ز کجاستدر سرو کجاست جنبش روحانی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۵۶

 

در خاک اگر رفت تن بیجانیجان بر فلک افرازد و شاذروانی
در خاک بنفشه‌ای بپایید و برستچون برندهد سرو چنان بستانی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۰۲

 

عالم سبز است و هر طرف بستانیاز عکس جمال گل‌رخی خندانی
هر سو گهریست مشتعل از کانیهر سو جانیست متصل با جانی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۳۳

 

گر یک ورق از کتاب ما برخوانیحیران ابد شوی زهی حیرانی
گر یک نفسی به درس دل بنشینیاستادان را به درس خود بنشانی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۸۷

 

هر لحظه مها پیش خودم می‌خوانیاحوال همی پرسی و خود می‌دانی
تو سرو روانی و سخن پیش تو بادمی‌گویم و سر به خیره می‌جنبانی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۱۵

 

هم گوهر بحر لطف بیپایانی

هم گنج طلسم پردهٔ دوجْهانی

بس پیدایی از آنکه بس پنهانی

بیرونِ جهانی و درونِ جانی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۵۴

 

ای آن که چنانکه مصلحت میدانی

کارکِهْ و مِهْ به مصلحت میرانی

رزّاق و نگاهدار هر حیوانی

سازندهٔ کار خلق سرگردانی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۸۷

 

ای دایرهٔ حکم تو سرگردانی

وی بادیهٔ قضای تو حیرانی

دست آلاید به خون من چون تو کسی

آخر تو توئی و من منم، میدانی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی » شمارهٔ ۲۹

 

از پای در آمدم ز سرگردانی

وز دست شدم ز غایت حیرانی

از ملک دو کون سوزنی بود مرا

در دریائی فکندم از نادانی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی » شمارهٔ ۳۳

 

امروز منم شیفتهای حیرانی

نه دین و نه دل نه کفر و نه ایمانی

از دست شده بی سر و بی سامانی

از پای در اوفتاده سرگردانی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق » شمارهٔ ۵۲

 

در عشق تو نیم ذرّه سرگردانی

خوشتر ز هزار منصب سلطانی

زان میآیم زیر و زبر میدانی

تا بیشترم زیر و زبر گردانی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق » شمارهٔ ۳۷

 

گاهی به بر خویشتنم میخوانی

گاهی ز در خویشتنم میرانی

سرگشته و کشتهٔ توام میدانی

تا چند بخون جگرم گردانی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق » شمارهٔ ۳۸

 

ای عشقِ تو کیمیای سرگردانی

وی کوی تو در بادیهٔ حیرانی

چون میدانم که حالِ من میدانی

تا چند به خونِ جگرم گردانی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق » شمارهٔ ۹

 

سرگشتهٔ تست، نُه فلک، میدانی

گرد در تو گشته به سرگردانی

تو خورشیدی ولی میان جانی

خورشید که دیدهست بدین پنهانی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق » شمارهٔ ۱۹

 

چون گشت لبت به یک شکر ارزانی

از لعلِ لبت شکر چه میافشانی

من در عوض یک شکر از پستهٔ تو

دل دادم نقد و قلب مینستانی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد » شمارهٔ ۵

 

با گل گفتم چو یوسفِ کنعانی

در مصرِ چمن تُرا سزد سلطانی

گل گفت که من صد وَرَقم در هر باب

خود یک وَرَقست این که تو بر میخوانی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع » شمارهٔ ۵۵

 

شمع آمد و گفت: سوزِ من گر دانی

چندین بنسوزیم درین حیرانی

چندین چکنی دراز اشک افشانی

تا گرد کنم به دست سرگردانی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب پنجاهم: در ختم كتاب » شمارهٔ ۴۲

 

مرغی دیدم نشسته بر ویرانی

در پیش گرفته کلّهٔ سلطانی

میگفت بدان کلّه که ای نادانی

دیدی که بمردی وندادی نانی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » وصلت نامه » وله ایضاً

 

ای آنکه چنانکه مصلحت میدانی

کار که و مه به مصلحت میرانی

رزاق و نگهدار همه حیوانی

سازندهٔ کار خلق سرگردانی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰۸

 

ای شمع ترا نگفتم از نادانی
از شهد جدا مشو که اندر مانی
تا لاجرم اکنون تو و بی فرمانی
گریانی و سر بریده و سوزانی


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰۹

 

ای آنکه مرا به جای عقل و جانی
با لذت علم و قوت و ایمانی
از دوستی تو زنده گردد دانی
گر نام تو بر خاک سنایی خوانی


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

وحشی » گزیده اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۵

 

گر با تو گهی نظر کنم پنهانی
لازم نبود که طبع خود رنجانی
من بودم و دیدنی چو این هم منع است
آن نیز به یاران دگر ارزانی


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۶

 

ای درگه تو عید گه روحانی
در تهنیتت هم انسی و هم جانی
از لطف تو عیدیی طمع دارم لیک
ترسم که توام طفل طبیعت خوانی


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴۶

 

ای زلف بتم عقرب مه جولانی
جادو صفتی گرچه به ثعبان مانی
آخر نه بهشت حسن را رضوانی
دوزخ چه نهی در جگر خاقانی


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳۰

 

در ملک چنین که وسعتش می‌دانیبا شعر چنین که روز و شب می‌خوانی
آبم بشد از شکایت بی‌نانیکو مجدالدین بوالحسن عمرانی


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳۱

 

ای دل طمعم زان همه سرگردانینومیدی و درد بود و بی‌درمانی
این کار نه بر امید آن می‌کردمباری تو که در میان کاری دانی


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۷۸

 

هستی که عیان نیست روان در شانی
در شان دگر جلوه کند هر آنی
این نکته بجو ز کل یوم فی شان
گر بایدت از کلام حق برهانی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۷۹

 

گر در طلب گوهر کانی کانی
ور زنده ببوی وصل جانی جانی
القصه حدیث مطلق از من بشنو
هر چیز که در جستن آنی آنی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۸۱

 

دردی داریم و سینهٔ بریانی
عشقی داریم و دیدهٔ گریانی
عشقی و چه عشق، عشق عالم سوزی
دردی و چه درد، درد بی‌درمانی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۸۲

 

گر طاعت خود نقش کنم بر نانی
و آن نان بنهم پیش سگی بر خوانی
و آن سگ سالی گرسنه در زندانی
از ننگ بر آن نان ننهد دندانی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۸۳

 

نزدیکان را بیش بود حیرانی
کایشان دانند سیاست سلطانی
ما را به سر چاه بری دست زنی
لاحول کنی و دست بر دل رانی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۸۴

 

نزدیکان را بیش بود حیرانی
کایشان دانند سیاست سلطانی
ما را چه که وصف دستگاه تو کنیم
ماییم قرین حیرت و نادانی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ملک‌الشعرای بهار » رباعیات » شمارهٔ ۶۹

 

تا بشکافد به هم دل نالانی
تا خون بارد ز دیدهٔ گریانی
هرجاکه‌ دمد ستاکی اندر لب جوی
دست بشرش بسر نهد پیکانی


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۳

 

عید آمد و بانگ نوبت سلطانی
هرگوشه گذشت از فلک چوگانی
بر چرخ برین جذر اصم گوش گرفت
از غلغلهٔ کوس محمد خانی


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۱

 

زاهد، به تو تقوی و ریا ارزانی
من دانم و بی‌دینی و بی‌ایمانی
تو باش چنین و طعنه می‌زن بر من
من کافر و من یهود و من نصرانی


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۱

 

پیش لب و زلفش ای دل از حیرانی
چون ابروی شوخ او مکن پیشانی
سودازدگی زلف او می‌بینی
باریک مزاجی لبش میدانی


متن کامل شعر را ببینید ...

عبید زاکانی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰

 

می‌گفت عماد کاشی از نادانی
کامسال گرانی بود از بی نانی
تا بود وجود او گران بود همه
چون مرد کنون هست بدین ارزانی


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱

 

زنجیر سر زلف چو می‌جنبانی
بر دامن ماه مشک می‌افشانی
چشم سیهت که شوخ می‌خوانندش
شوخ می‌رود چو باز می‌گردانی


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۱ - در ستایش امیر بی نظیر الله قلیخان ایلخانی قاجار فرماید

 

ای روی تو فهرست شادمانی

وصل تو به از فصل نوجوانی

در چشم تو صد جور آشکارا

در زلف تو صد فتنهٔ نهانی

کویت به حقیقت بهشت دنیا

رویت به صفت عیش جاودانی

گیسوی تو طومار دلفریبی

ابروی تو طغرای دل‌ستانی

هر بوسه‌یی از لعل روح‌بخشت

سرمایهٔ یک عمر زندگانی

گر فاخته قد ترا ببند

نشناسدش از سرو بوستانی

هر شب رود از شرم طلعت تو

در زیر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱۲

 

ای آنکه طلبکار جهان جانی
جانی و دلی و بلکه خود جانانی
مطلوب توئی طلب توئی طالب تو
دریاب که بی تو هر چه جویی آنی


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۲

 

ای آن که خلاصهٔ چهار ارکانی
بشنو سخنی ز عالم روحانی
دیوی و ددی و ملکی، انسانی
با توست هر آنچه می نمایی، آنی


متن کامل شعر را ببینید ...

باباافضل کاشانی
 

باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۳

 

ای ناطق اگر به مرکز جسمانی
حاصل نکنی معرفت سبحانی
فردا که علایق از بدن قطع شود
در ظلمت جهل جاودان در مانی


متن کامل شعر را ببینید ...

باباافضل کاشانی
 

باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۴

 

ای نفس گذشت عمر در حیرانی
خود سیر نمی شوی ز بی سامانی
نه لذت زندگی خود می یابی
نه راحت مردگی تن می‌دانی


متن کامل شعر را ببینید ...

باباافضل کاشانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۲۹

 

یار آمد دوش و کردمش مهمانی
هر چش گفتم نکرد نافرمانی
می خورد و بخفت مست و در دربستم
وانگه با او چه کرده باشم دانی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۳۰

 

پیوسته ز بهر شهوت جسمانی
این جان شریف را همی رنجانی
آگاه نیی که آفت جان تواند
آنها که تو در آرزوی ایشانی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۳۱

 

بی آنکه بآمدن قدم رنجانی
هر روز مرا بوعده یی بنشانی
صد عذر نکو نیامدن را دانی
یک حیله برای آمدن نتوانی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۶۲۷

 

سوز جگرم نمی‌برد درمانی
کی گرمی عشق را بود پایانی؟
چون لاله گر اجزای من از هم پاشد
هر جزو بر آتشم بود دامانی


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۶۲۸

 

حیرت‌زده را چه غم ز سرگردانی
از بی‌برگی چه باک و بی‌سامانی
از محنت هجر و لذت وصل، دلم
آسود، که آسوده شود حیرانی


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۶۲۹

 

در شعر شوی گر انوری را ثانی
تحسین تو کس نمی‌کند تا دانی
آن به، که چو اطفال به مکتب‌خانه
خود خوانی و بر خویش سری جنبانی


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی