گنجور

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۶۱ - در رثای محمد بهروز

 

اعتقاد محمد بهروزکرد روزیش از آن جهان آگاه
چون به از زر به عمر هیچ ندیدزر به درویش داد و عمر به شاه


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » غزل شمارهٔ ۹۶

 

ای رقعهٔ حسن را رخت شاهماییم ز حسن رویت آگاه
روی تو مه تمام بر سرورخساره گل شکفته بر ماه
در کوی تو کدیه کردن ای دوستنزد همه همچو مال دلخواه
ما از همه کمتریم در ملکما از همه پس تریم در راه
کس نور صفا ندید در ماکس آب بقا نیافت در چاه
نی مسند فقر را ز من […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۷۵

 

ای رقعه حسن را رخت شاه
ماییم زحسن رویت آگاه
روی تو مه تمام بر سرو
رخساره گل شکفته بر ماه
در کوی تو کدیه کردن ای دوست
نزد همه همچو مال دلخواه
ما از همه کمتریم در ملک
ما از همه پس تریم در راه
کس نور صفا ندید در ما
کس آب بقا نیافت در چاه
نی مسند فقر را زمن صدر
نی رقعه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۷

 

هر بنده که سوی شه برد راه
هم شاد بود به دولت شاه
ما شاه درون پرده دیدیم
دیگر نرویم سوی خرگاه
ای شاه تو قرص آفتابی
ما خاک محقریم در راه
تو جان طلبی و ما نخواهیم
هستیم در این سخن به اکراه
ما زان تو ایم هر چه داریم
العبد و ماله لمولاه
هست از نظر تو ناظر حق
سلطان دو کون نعمت الله


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » قطعات » قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۹

 

در خواجه باغ صبحگاهی
بنمود جمال خویش آن ماه
دیدم دو جهان چو یک درختی
بر هر برگی نوشته الله
آن برگ درخت و میوه اش بود
میراث حلال نعمت الله


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی