گنجور

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴

 

جمشید بنده در دولتسرای ماستخورشید شمسهٔ حرم کبریای ماست
جعد عروس ماهرخ حجلهٔ ظفرگیسوی پرچم علم سدره‌سای ماست
آن اطلس سیه که شب تار نام اوستتاری ز پردهٔ در خلوتسرای ماست
کیوان که هست برهمن دیر شش دریبا آن علو مرتبه مامور رای ماست
گر زیر دست ما بود آفاق دور نیستکافلاک را چو درنگری زیر پای ماست
بنمای ملکتی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵

 

رنج از کسی بریم که دردش دوای ماستزخم از کسی خوریم که رنجش شفای ماست
جائی سرای تست که جای سرای نیستوانگه در سرای تو خلوتسرای ماست
گر ما خطا کنیم عطای تو بیحدستنومیدی از عطای تو حد خطای ماست
روزی گدای کوی خودم خوان که بنده رااین سلطنت بسست که گوئی گدای ماست
حاجت بخونبها نبود چون تو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶۵

 

صبح گشاده رو در دولتسرای ماست
چرخ کبود، خانه چینی نمای ماست
هر کس که فرد شد ز جهان پیشوای ماست
برخاست هر که از سر دنیا لوای ماست
ما را نمی توان به عصا و ردا فریفت
برخاست هر که از سر دنیا لوای ماست
در گوشه فقیر ما بار عام نیست
بیگانه هر که شد ز جهان آشنای ماست
ما اقتدا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷

 

امشب ز روی مهر مهی در سرای ماستکز یمن مقدمش سر مه زیر پای ماست
ای عشق پا به تارک جمشید سوده‌ایمتا سایهٔ‌تو بر سر خورشیدسای ماست
ما از ازل رضا به قضای خدا شدیمزان تا ابد رضای قضا در رضای ماست
عهدی نبسته‌ایم که در هم توان شکستسختی که هیچ سست نگردد وفای ماست
منت خدای را که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی